اينها مىخواهند كه نگذارند اين نهضت به آخر برسد . تا مىتوانستند همه جمع شدند كه نگذارند محمد رضا برود ، همه قوا جمع شدند كه نگذارند او برود ، خوب ؛ نشد ؛ ملت قيام كردند و نشد ، بعد كه او رفت ، جمع شده بودند كه بختيار را نگه دارند كه آن هم تالى « 1 » او بود ، او هم يكى از نوكرها بود . بعد كه او [ را ] هم ملت خارجش كرد . كوشش مىكردند كه خوب [ شاه ] باشد . بعد از اينكه يك عدهاى ، حتى اشخاص محترم ، هم كوشش به اينكه خود او بماند ، بعدش كوشش به اينكه بختيار باشد ، و بعد از كوشش به اينكه اين شوراى سلطنتى باشد و ما انتخابات را درست كنيم ، اينها همه يك [ برنامههايى بود كه هى تزريق مىكردند ، كه يك اشخاص بىاطلاعى از آنها قبول مىكردند و « طرح » مىدادند ؛ ملت قبول نكرد اين حرف را از آنها ، همهء اينها را زد كنار . حالا كه همه [ را ] زدند كنار و از آن جهت هم مأيوس هستند ، بعد آمدند سراغ انتخابات ، انتخابات را منع مىكردند ؛ يك دسته تحريم كردند ، بعضيها تحريم كردند قضيهء رفراندم را ، بعضيها تحريم كردند رفراندم را ؛ و بعضيها آتش زدند ! گروهى آتش زدند صندوقها را ! با سلاح نگذاشتند مردم رأى بدهند . خوب ، اينجا هم شكست خوردند ، و مردم رأى دادند : رأيى كه در دنيا سابقه نداشت . اكثريتى كه در دنيا سابقه نداشت [ رأى ] دادند اينها . از اين هم دستشان كوتاه شد ، بعد آمدند سراغ قانون اساسى . باز بنا كردند يك كارشكنى كردن كه نه ، بايد مجلس مؤسسان باشد . اگر مجلس مؤسسان نباشد چه خواهد شد ! براى اينكه نگذارند جلو برود ، از اين هم دستشان كوتاه شد ، حالا افتادند دنبال همين كه همين هيأت هم نگذارند درست بشود . اصلًا تمام اينها يك نقشههاى حساب شده است . نه آن كسى كه در سرحدات و اينها به اسم مثلًا كمونيستى و به اسم نمىدانم كذا شلوغ كارى مىكنند ، اين طور است كه يك دستهاى خودشان همين طورى آمدهاند مىكنند . نه اينكه هروئين و رواج هروئين در سرتاسر مملكت . . . همين طورى شده ، و مِن باب اتفاق شده است ؛ نه ، اينها همه روى نقشه است .
هامش
( 1 ) - تابع ، پيرو