مردم افيونى را هوشيار كنند ، اين مردمى كه به خواب رفته بودند اينها را هوشيار كنند . موسى - عليه السلام - كه تفصيل تاريخش در قرآن هم هست و در ديگر كتب آسمانى هم هست ، ملاحظه مىكنيد كه يك آدمى بوده است - يك شبانى بوده است ، شبان حضرت شعيب بود - مدتها با يك عصا مردم را ، همين مردم توده را بر ضد فرعون ، كه در زمان او بزرگترين قدرت بود ، بسيج كرد ، نه اينكه مردم را خواب كرد تا فرعون بچاپد آنها را ! مردم را بيدار كرد كه فرعون نچاپد آنها را . عكس آن چيزى كه گفتند ، و جوانهاى ما باور كردند .
رويارويى اسلام با قدرتمندان
اسلام كه نزديك به ماست ، تاريخ پيغمبر اسلام در دسترس همه است ، ملاحظه كنند ببينند كه آيا اسلام آمده است كه مردم را تخدير كند ؟ خواب كند ؟ يا اينكه قرآن يك كتاب سلحشورى است ، قرآن يك كتاب جنگجويى است در مقابل مشركين ؛ مشركينى كه قدرتمند بودند . اينكه مىفرمايد
قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً
« 1 » مشركين در آن وقت همان قدرتمندها بودند ؛ مشركين قريش ، همهء قدرت دست آنها بود . آيا پيغمبر را مشركين ، قدرتمندها بسيج كردند ؟ درست كردند كه مردم را خواب كند و مشركين بچاپند مردم را يا پيغمبر اسلام مردم را بسيج كرد ؟ همين سرو پابرهنهها را بسيج كرد بر ضد مشركين ، قتال كرد و جنگها كرد تا مشركين را دماغشان را به خاك ماليد ، و عدالت اجتماعى را ايجاد كرد . عكس آن مطلبى كه براى شرقيها ، غربيها ديكته كردند و مع الأسف بسيارى از ما هم باورمان آمد . تبليغات آنها تبليغات دامنهدارى بود .
در زمان رضا خان كه اكثر شما ، يا هيچ يك از شما يادتان نيست ، در زمان رضا خان ، اول هدفى كه بعد از قدرتمندى داشت ، اول هدف به زمين زدن روحانيون بود . هدف اولش بود ؛ مدرسهها را از بين برد ، روحانيون را لباسهاشان را كَند ، گرفتند بعضى از روحانيون محترم را در خيابان ، بردند در آن محالّى كه داشتند - در كلانتريها - مىبردند ؛
هامش
( 1 ) - بخشى از آيهء 36 سورهء توبه .