لزوم پايبندى به قانون
اگر رئيس جمهور در مملكت اسلامى وجود پيدا بكند ، باز قانون آن را رئيس جمهور مىكند با رأى عموم ؛ كه در رأى عموم رأى فقيه هم هست . و يا نصب فقيه ، كه همان نصبِ اللَّه است ، قانون است كه حكمفرماست در همه جا . هيچ جا در حكومت اسلامى نمىبينيد كه يك خودسرى باشد ، يك اعمال رأى باشد . حتى رسول اكرم - صلى اللَّه عليه و آله - رأيى نداشتند . رأى ، رأى قرآن بوده است ، وحى بوده است . هر چه مىفرموده است از وحى سرچشمه مىگرفته است :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى
« 1 » و همين طور حكومتهايى كه حكومت اسلامى هستند آنها تابع قانونند ، رأى آنها قانون است . حكومت ، حكومت اللَّه است ، حكومت قانون است .
جمهورى اسلامى با محتواى اسلامى
ما جمهورى اسلامى لفظى نخواستيم ؛ اينكه ما دائماً راجع به اين معنا سفارش مىكنيم كه بايد حالا كه رژيم رژيم اسلامى شده است محتوا محتواى اسلامى باشد ، براى اين است كه يك مملكتى مدعى است من مسْلم هستم ، افرادش ادعا مىكنند كه ما مسْلم هستيم لكن در بسيارى جاها ديده مىشود كه پايبند احكام اسلام نيستند . بسيارى از اشخاص ادعاى اسلام مىكنند ، همان ادعاست ؛ ديگر در عمل وقتى كه مشاهده بكنيد مىبينيد كه خبرى از اسلام نيست . ما كه مىگوييم حكومت همانطور كه اسلامى است ، محتوايش هم اسلامى باشد ، يعنى هرجا كه شما برويد ، در هر وزارتخانه كه شما برويد ، در هر اداره كه شما برويد ، در هر كوچه و برزن كه شما برويد ، در هر بازار كه شما برويد ، در هر مدرسه و دانشگاه كه شما برويد ، آنجا اسلام را ببينيد ؛ احكام اسلام را ببينيد . اين براى اين است كه ما حكومت اسلامى خواستيم . ما جمهورى اسلامىِ لفظى نخواستيم . ما خواستيم كه حكومت اللَّه در مملكتمان - و ان شاء اللَّه در ساير ممالك هم - اجرا
هامش
( 1 ) - سورهء نجم ، آيهء 3 - 5 : « و هر گز به هواى نفس سخن نمىگويد . سخن او هيچ غير وحى خدا نيست . او را جبرئيل ، همان فرشتهء بسيار توانا ( به وحى ) علم آموخته است » .