چپاولگرى سابق است ، اجحاف و گرانفروشى فوق العاده همان است كه سابق بود ؛ برويم توى ادارات هم ببينيم همان اشخاص و همان وضع و همان نابسامانى آنجا هم هست ؛ برويم در مثلًا دانشگاه ببينيم آنجا هم مسائل همان مسائل است ؛ هر جا برويم همان مسائل باشد ، اين موجب اين مىشود كه انعكاس پيدا بكند كه رژيم فاسدى رفت ، يك رژيم فاسدى جايش نشست . كارى ما نكرديم جز اينكه يك رژيم فاسدى را از بين برديم كه آن رژيم فاسد كارهايش پاى اسلام حساب نمىشد . اين خطر نبود كه اگر چنانچه محمد رضا يك ظلمى بكند ، يا سازمان امنيت مردم را چه بكند ، اين به اسلام مربوط است . هيچ . جدا بود . حساب اسلام جدا ، حساب آنها هم جدا بود . اين خطر آن روز هيچ نبود بلكه هر چه آنها ظلم مىكردند اسلام تقويت بيشتر مىشد :
لَا زَالَ يُؤَيَّدُ هَذَا الدِّينُ بِالرَّجُل الفَاجِرِ « 1 »
رجل فاجر ، آدم فاسق ، آدم ظالم ، هر چه ظلم بكند تأييد دين است . براى اينكه دين عدل است ؛ او هر چه ظلم بكند مردم توجهشان به دين زيادتر مىشود . اما امروز كه مملكت يك مملكت اسلامى ، رژيم يك رژيم اسلامى ، و يك آزادى براى مردم پيدا بشود ، از اين آزادى اگر بخواهد خداى نخواسته يك استفادههاى سوئى بشود و از اين آزادى يك ظلمى بشود ، تعدى بشود - عرض مىكنم كه - كارهايى كه بر خلاف مسير انقلاب است بشود ، اين طور نيست كه [ شكست ] ما مثل شكست از محمد رضا باشد كه برايمان اهميت هيچ نداشت . امروز مسلك شكست مىخورد . اين است كه مهم است .
مسئوليت امانتداران اسلام
بايد ما همه بيدار باشيم ، متوجه باشيم به اينكه از آزادى سوء استفاده نكنيم . حالا كه آزاد هستيم ، هرج و مرج بشود ؛ هر كسى بخواهد براى خودش ؛ همچو آزادى در بين بشر نبايد باشد . در اسلام مطرح نيست يك همچو آزادى كه كسى آزاد باشد كه مردم را اذيت كند ؛ كسى آزاد باشد كه اجحاف بكند ؛ و همين طور از ساير چيزها . امروز همهء ما
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، ج 1 ، ص 170 : « هميشه دين خدا به وجود مردان فاجر ، تأييد مىشود » .