در اين مملكت باشند آنها دارند خلاف مىكنند ، مثل كارهاى رژيم سابق ، آن را پاى اسلام حساب نمىكردند . آنها يك دستهاى بودند كه كارهايى مىكردند ، و روى رژيم طاغوتى بود . اين به مسلك ما هيچ ضررى وارد نمىآورد ؛ به مملكت ما ضرر وارد مىآورد ؛ اما مسلك ما محفوظ مىماند ، و آنها را خلاف اسلام مىدانستند ؛ خلاف رژيم اسلامى مىدانستند . لكن اگر امروز خداى نخواسته در طبقات مردم ، خصوصاً در طبقات روحانيين كه آنها در رأس هستند و آنها نمايندهء اسلام هستند ، اگر خداى نخواسته بعض اشخاص ملبس به لباس روحانيين يك كارى بكنند به اسم روحانى ، يك كارى بكنند به اسم كميتهء كذا ، و اين كار بر خلاف موازين شرعيه باشد ، اين را ديگر نمىآيند حساب كنند به اينكه اين رژيم طاغوتى است ؛ مىگويند رژيم اسلامى است و اين هم كارهايش ! اين هم حرفهايى است . . . .
مسئلهء خطرناك در نظام جمهورى اسلامى
و لهذا امروز يك مسئلهء خطرناكى مطرح است . ما آن وقت اگر شكست خورده بوديم از طاغوت ، هيچ ابايى نداشتيم ؛ خوب ما شكست خورديم ؛ حضرت امير - سلام اللَّه عليه - هم از معاويه شكست خورد . آن ابايى نبود ؛ خوب ما يك مطلبى را مىگفتيم ، مطلب حقى داشتيم مىگفتيم ، نتوانستيم پيش ببريم ؛ آنها غلبه كردند بر ما . اما امروز مسأله آن نيست . امروز يك صفحهء ديگرى در كار است . و آن اين است كه مسلمين ، ملت ما ، شكست داد طاغوت را ، و رأى داد به جمهورى اسلامى ، و شد مملكت مملكت اسلامى ؛ اگر امروز ما يك خطاهايى بكنيم كه دشمنهاى ما در خارج دامن به آن بزنند ، در داخل دامن به آن بزنند ، و منعكس كنند در خارج و داخل به اينكه اسلام هم مثل ساير مكتبها بلكه پايينتر از او ، اين شكست شكستى است كه جبران ناپذير است . شكست حضرت امير از معاويه هيچ اهميتى نداشت ؛ براى اينكه شكست مسلك نبود ؛ شكست شخص بود . اما اگر ما الآن مدعى هستيم كه اسلامى است رژيم ما ، ولى وقتى برويم سراغ بازار ببينيم بازار همان بازار سابق است ، ربا همان رباى سابق است ، چپاولگرى همان