اسباب اين مىشود كه مردم از آن جدا بشوند ؛ مردم ماليات ندهند ، فرار كنند از ماليات . دو دفتر داشته باشند ! الآن كراراً از من سؤال شده است كه ما در زمان طاغوت دو تا دفتر داشتيم - خوب حالا آنى كه به ما گفتند ، دو تا دفتر - يك دفتر بود كه به دسترس مأمورين مىگذاشتيم . اين غير آن بود كه ما داشتيم . حالا چه بكنيم ؟ ما گفتيم نه ، حالا ديگر شما از خودتان مىدانيد ديگر . اينها براى اين است كه از آن طرف زور و ارعاب و فشار ؛ از آن طرف هم ملت نمىتواند اين قدر بپذيرد ، از اين جهت ، آن هم هر قدر بتواند تخلف مىكند ، بتواند علناً تخلف مىكند ، چنان كه اخيراً كرد . اگر نتواند - اين طورند خوب - در خفا تخلف مىكند . هر چه بتواند از مال دولت برمىدارد . اين بايد يك سرمشقى باشد براى دولتها ، براى ادارات ، براى همه جا ، كه مردم را از خودشان جدا نكنند . مردم از خودشان بدانند . مردم هم آنها را از خود بدانند . اينها را هم مردم از خود بدانند . اگر يك همچو تفاهمى بين دولت و ملت پيدا شد ، اين دولت متكى به ملت است و سقوط ندارد ؛ اين ديگر قابل سقوط نيست .
همگامى ملت و دولت
من اميدوارم كه بشود ان شاء اللَّه . يك صبغهء اسلامى پيدا بكند . يك شبيهى ؛ يك قدرى شباهت به حكومت اسلام باشد . و اگر باشد - اميدواريم كه بشود همهاش ، اما هر چه بتوانيم ، اگر بشود ، يك مملكت آرامى كه هيچ كس به اين فكر نيست كه به ديگرى تعدى بكند . نه دولت به ملت ؛ نه ملت به دولت . و مردم هم از روى رضا و رغبت مالياتى كه براى حفظ خودشان است ، براى حفظ سرحدات خودشان است ، براى خودشان با رضا و رغبت مىدهند . - هر كسى - فرض كنيد كه يك كسى گوسفند دارد ، ده هزار گوسفند دارد ، اگر يك نفر بيايد بگويد من اينها را حفاظت مىكنم ، خوب ، بداند اين امين است و حفظ مىكند ، اين از روى رضا و رغبت به او اجرت مىدهد ، چيز مىدهد كه حفظش كند . يك كسى كه خودش نمىتواند حفظ كند ، آن اشخاصى كه بيايند بگويند ما حفظش مىكنيم ، خودش از روى رضا و رغبت به او پول مىدهد .