اجنبيها - و قطع شد الحمد للَّه - حالا شما كمك كنيد كه دوباره برنگردد ؛ نه اخلال كنيد كه دوباره برگردد آن مسائل . كمك به اين است كه برويد كارخانهها را كارى كنيد راه بيفتد ؛ كارگرهاى نفت را كارى كنيد كه كارهايشان را انجام بدهند . حالا كه نفت منافعش براى خود شماهاست ، راه بيفتد اينها ، كشاورزها را برويد تشويق كنيد كه كار بكنند ؛ دانشگاه را تشويق كنيد كه راه بيفتد . شما همه جا اخلال مىكنيد ؛ پس شما يك مردم اخلالگر هستيد ؛ نه يك مردم مثلًا دانشمندى كه مىخواهيد به ما چيز ياد بدهيد ، شما مىخواهيد اخلال بكنيد . و بايد جلويشان را بگيريد . مسائل را به آنها بگوييد ؛ در دانشگاه بنويسيد ، منتشر كنيد . كسانى كه بر خلاف اين هستند ، برويد يكى يكى پيش آنها ، برويد بگوييد شما اين كاره هستيد . شما چه مىگوييد باز به ما ؟ چطور مىخواهيد يك دانشگاه را در دست بگيريد در صورتى كه اخلالگر هستيد ؟ يك اخلالگر دزد كه نمىتواند دانشگاه را اداره كند .
لزوم پايدارى و روشنگرى در سنگر دانشگاه
و ما اگر دانشگاهمان اداره نشود ، كارمان زار است ! دانشگاه ، تمام مسائل به دست دانشگاه است . يعنى اين دو تا قطبِ دانشگاه و روحانى همهء مقدرات مملكت تو مشت اينهاست . دانشگاهى ، دانشجو ، چه دانشجوى قديمى ، چه دانشجوى جديد ، همهء مسائل توى دست اينها بايد حل بشود . اينها قوهء متفكرهء يك ملت هستند . اگر دانشگاه را ما سست بگيريم و از دست ما برود ، همه چيزمان از دستمان رفته است . يك مسألهاى است كه نبايد شما بنشينيد كه من عمل بكنم ؛ و نه من هم بايد بنشينم كه شما تنها . ما هر دو بايد دست به دست هم بدهيم ، آن قدرى كه من مىتوانم من انجام بدهم آن قدرى كه شما مىتوانيد شما انجام بدهيد . جوان هستيد ، در مقابلشان بايستيد ؛ صحبت كنيد ؛ حرف بزنيد . اشخاصى كه مىتوانند در آنجا بيايند حرف بزنند ، برويد پيدايشان كنيد برداريد برويد ، دعوتشان كنيد به دانشگاه . ننشينيد كه من تعيين كنم . البته من آسيد على آقا « 1 » را
هامش
( 1 ) - آقاى سيد على خامنهاى .