نوشت ؛ بايد تبليغ كرد .
لزوم رويارويى با توطئه گران
آقا شما نشستهايد كه چهار تا كمونيست بيايند در دانشگاه و قبضه كنند دانشگاه را ! ؟ شما مگر كمتر از آنها هستيد ؟ عدد شما بيشتر از آنهاست ؛ حجت شما بالاتر از آنهاست . شما اين مسائل را كه بگوييد ، خيانت اينها را مىتوانيد واضح بكنيد در آن مكان ، در دانشگاه . خيانتشان را مىتوانيد واضح بكنيد كه خودشان بگذارند بروند . بايستيد ، صحبت كنيد . بگوييد آقا ، خوب بياييد يكى يكى بگوييد ببينم شما چكاره هستيد آمدهايد توى دانشگاه داريد اخلال مىكنيد ؟ مىخواهيد چه بكنيد ؟ مىخواهيد درس بگوييد برايمان ؟ شما كار خودتان را اول حساب بكنيد كه چكاره هستيد توى اين مملكت . شما از اهل اين مملكت هستيد ، يا عمال غير هستيد خودتان را به ما مىچسبانيد ؟ بايستيد آقا بگوييد . البته بايد اشخاصى هم كه گوينده هستند بيايند در دانشگاه و من پيشنهاد مىكنم كه آقاى آقا سيد على آقا بيايند ، خامنهاى . شما ممكن است كه برويد پيش ايشان از قول من بگوييد ايشان بيايند به جاى آقاى مطهرى . بسيار خوب است ايشان ، فهيم است ؛ مىتواند صحبت كند ؛ مىتواند حرف بزند .
خاطرهاى از شهيد مدرس
در هر صورت عمده ، فعاليت خود شماهاست . مرحوم مدرس ، خدا رحمتش كند - مردى بود كه ملك الشعرا گفته بود از زمان مغول تا حالا مثل مدرس كسى نيامده - مىگفت كه بزنيد كه بروند از شما شكايت كنند ؛ نه بخوريد و برويد شكايت كنيد ! من رفتم پيشش - خدا رحمتش كند - اخوى ما « 1 » نوشته بود به من كه يك نفرى است اينجا رئيس غله است . آن وقت يك رئيس غلهء زمان رضا شاه بود . به من نوشت كه برويد به آقاى مدرس بگوييد كه اين مرد آدم فاسدى است . دو تا سگ دارد يكىاش را اسمش را « سيد » گذاشته ، يكىاش را « شيخ » ! شما برويد [ بگوييد ] كه اين را از اينجا بيرونش كنند .
هامش
( 1 ) - آقاى سيد مرتضى پسنديده ، برادر بزرگ امام خمينى .