بنشينيم حساب كنيم ببينيم كه آيا اين پيشرفتها رو به تمدن دارد مىرود ، يا رو به توحش دارد مىرود ؟ من تعبيرم اين است كه امريكا و ساير اين دُوَل غربى و شرقى اينها ترقياتى كردهاند به اين معنا كه انسانها را دارند حيوان درنده بار مىآورند ، تمام اين كارها كه كردهاند براى درندگى است ، ملتشان را نمىگويم ؛ دولتها را مىگويم . تمام افكار متوجه اين شده است كه يك چيزى درست كنند كه كوبندگىاش از آن سابق بيشتر باشد ! همين پريروز بود كه روزنامه من ديدم كه فلان چيز را درست كردهاند كه پنج مرتبه بالاتر از آن بمبى بوده است كه در ژاپن ريختند و دويست هزار نفر را كشتهاند ! دنبال اين هستند كه يك آلت قتاله درست كنند ، يعنى دنبال اين هستند يك حيواناتى درست كنند كه اين حيوانات درنده باشند ، بدتر از حيوانات درندهء قبلى . تمدن نيست . رو به توحش دارد مىرود . غرب دارد رو به توحش ، دارد مىسازد يك مردمى را كه بريزند به جان هم و با چنگ و دندان هم را پاره كنند ! بر خلاف تمدن كه مكتبهاى الهى مىخواهند انسان درست كنند كه همه در كنار هم آسوده و آرام باشند ، مكتبهاى اينها همهاش دنبال اين معناست كه بايد اين آنجا را بگيرد و آنجا را بگيرد ، بزند ، بكشد ، چه بكند .
شرنگ ذلت شاه
ما بايد حالا كه يك همچو انقلابى پيش آمد ، يك همچو نهضتى پيش آمد ، و ايران ، اين طبقهء متوسط و پايينى اثبات كرد كه يك استقلالى دارد ، بايد همهء ما دنبال اينها باشيم و اين استقلال فكرى را حفظ كنيم . آقايان حالا دارند تشريف مىبرند به ممالك خارج و بيشترش به ممالك غرب است ، اين جهت در نظرشان باشد كه آن خودباختگيها را كه دولت سابق و دولتهاى سابق داشتند و « چشم » گو بودند ، هر چه آنها مىگويند قبول بكنند ، آن را ديگر نداشته باشيد . همان طورى كه ايشان « 1 » سفير امريكا را رد كرد و هيچ كارى هم نمىشود بكنند ، نمىتوانند بكنند ؛ شما هم وقتى كه تشريف مىبريد در سفارتخانههايتان ، در محل . . . ، مىبينيد يك انسان متحول از آن . . . بشود آن طورى كه شاه
هامش
( 1 ) - اشاره به وزير امور خارجهء ايران .