حرف نيست ؛ و اينهايى كه دارند اين را مىگويند از فرصت دارند استفاده مىكنند براى اينكه نهضت را جلويش را بگيرند ، مهار كنند . مىروند توى رعيتها و اينها نمىگذارند كشت بكنند ، بعد از آن هم كه كشت شده ، الآن نمىگذارند برداشت كنند . شما ديديد كه در رفراندم ، كه آمال يك ملت بود ، مسأله ملى بود ، تاريخ سراغ ندارد يك همچو ملى بودن يك رفراندمى را ، يك همچو اشتياقى كه همه داشتند ، زن و مرد و جوان و پير و مريض و عليل و همه آمدند پاى صندوق و رأى دادند ، باز يك دستهاى پيدا شدند كه تحريم كردند ؛ يك دستهاى پيدا شدند كه رفتند با تفنگ جلويش را گرفتند ؛ يك دستهاى پيدا شدند كه صندوقها را آتش زدند . اينها دلشان براى ملت سوخته بود كه اين كارها را مىكردند ؟ ! يك كار غير ملى بود ؟ ! يك كار تحميلى بود ؟ ! يك زورى در كار بود ؟ ! يك فشارى در كار بود ؟ ! يا با كمال آزادى و اشتياق . نه اينكه فقط رأى مىخواهند بدهند . اشخاصى اين بچههاى كوچكى كه وقت رأى دادنشان نشده بود و به آنها گفته بودند رأى ندهيد متأثر بودند ، اعتراض مىكردند ؛ كه يك دستهشان آمدند اينجا ، من نصيحتشان كردم ؛ دلدارىشان دادم . يك همچو مسألهاى كه همهء ملت مىخواست ، همه قشرها مىخواستند ، زن و مرد رفتند رأى دادند و قريب به اتفاق رأى دادند ، و آنها همهء قوايشان را كه روى هم جمع كردند نيمى از صد شايد شد ، يا فرض كنيد قدرى بيشتر ، چه شد كه تحريم كردند ؟ چه شد كه جلويش را مىخواستند بگيرند ؟ چه شد كه صندوق را آتش مىزدند ؟ جز اين است كه اينها نمىخواستند تحقق پيدا كند ؟ اينها مىخواستند جمهورى اسلامى نشود . از جمهورىاش مىترسيدند ؟ نه ! جمهورى ترس ندارد ؛ شوروى هم جمهورى است ؛ از اسلامش مىترسيدند ! از اين كلمهء اسلام مىترسند آنها [ . از ] جمهورى اسلامى مىترسند . [ از ] دولت اسلامى مىترسند ، الآن اين توطئه در كار است كه نگذارند اين نهضت جلو برود . رأى فقط ما داديم ؛ كار ديگرى انجام نداديم .
نياز بيشتر به اتحاد و انسجام
ما همه مىدانيم كه نتوانستهايم تا حالا . براى اينكه كار كم نيست ؛ كار زياد است . و الآن