از من بيايد انجام مىدهم . وقتى اين طور شد ، يك همچو حسى در يك ملتى پيدا شد كه همهء افراد خودشان را موظف دانستند به اينكه هر كس در هر جا هست كار كند براى كشور خودش ، 35 ميليون آدمى مىشود كه كار مىكنند براى ملت ، محال است كه آن وقت كارشان درست نشود . اما اگر بنا شد كه شما رفتيد سراغ كارتان بگوييد به من چه ، من كه زورم نمىرسد به اين كار ، من هم بگويم خوب من يك طلبه هستم ، من هم زورم نمىرسد ، آن يكى همين طور ، كارگر هم همين طور ، همه چيز باقى مىماند سر جاى خودش .
احترام به ارتش اسلام
همهء ما موظفيم به اينكه هر كدام به اندازهاى كه ازمان كار مىآيد به همان اندازه كار بكنيم . محول نكنيد شما به ما و ما به شما ، ما همه به ژاندارمرى ، ژاندارمرى به شما . هر كس در هر جايى كه دارد ، هر كس در هر جايى كه دارد مشغول كارش بشود و تقويت كنند . شماها صحبت كنيد تقويت كنيد رفقايتان را . تحذيرشان كنيد از اينكه اينهايى كه دارند تحريك مىكنند شما را كه نه ، نبايد شما مثلًا سلسله مراتب را حفظ كنيد ، اينها خيانتكارند ، اينها مىخواهند نگذارند يك ارتشى درست بشود . اينها مىخواهند نگذارند يك مملكت آباد بشود . اينها را بايد موعظه كنيد ، بگوييد ؛ اشخاص بيايند بگويند به اينها و آنها را بيدارشان كنند ، ان شاء اللَّه من بعداً هم كه . . . . به صحبتهايى كه تا حالا كردم توجه كنيد . من شايد مكرر اين كلمه را گفتهام كه آنهايى كه خيانتكار بودهاند و جنايتكار يا فرار كردند يا گرفتار شدهاند و الآن اينهايى كه هستند اشخاصى هستند كه براى اسلام دارند كار مىكنند . الآن اين ارتش ، ارتش اسلام است و ارتش اسلام احترام دارد و كسى حق ندارد اين احترام را از آنها سلب بكند و خوب عرض مىكنم گفتنْ يك مطلب است ؛ وادار كردن به اينكه يك همچو كارى را اشخاصى كه مىكنند اشخاص ديگر جلويش را بگيرند مسئلهء ديگر است كه اين بايد بشود و ان شاء اللَّه مىشود اين هم .
در هر صورت شما مطمئن به [ اين ] معنا باشيد كه اين طور نيست كه گفته مىشود كه