تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
هيچ يك از شما نمىتوانيد از زير بار مسئوليت خارج بشويد . يك مسئوليت وجدانى است ، دينى است ، الهى است ؛ ملى است . امروز شما نمىتوانيد بگوييد كه خوب من زحمت بكشم آن وقت فرض كنيد كه يك كس ديگرى منفعتش را ببرد . من هم بگويم كه خوب ما زحمت بكشيم يك كس ديگر چه كار بكند . امروز ديگر آن جور نيست . آنهايى كه منافع شما را از بين مىبرند و شما را استثمار مىكردند نيستند . الّا شايد كمى ، كه نمىتوانند كارى بكنند . الآن كسى شما را نمىتواند استثمار كند . الآن يك مملكتى است مال خود شما . يعنى شما نظرتان ، هر يك ما نظرمان ، به مملكت مثل نظرمان به عائلهء خودمان باشد ؛ يك قدر هم بيشتر ، يعنى خيلى هم بيشتر ، همه را ما عائلهء خودمان بدانيم . مملكت مال خود شماهاست ؛ مال همهء ماهاست و اين آشفتگيها بايد به دست ماها درست بشود .

احساس مسئوليت نمودن تمامى افراد

هر فرد يك فرد است لكن يك فرد به اندازهء يك فرد كار ازش مىآيد . اجتماع از افراد درست شده است . اگر از فرد كارى بر نمىآيد ، از شما هم كارى بر نمىآيد . يك سنگ مثلًا صد خروارى را يك نفر نمىتواند بلند بكند ؛ بايد هزار نفر جمع بشوند دورش ؛ لكن هر يك اينها يك مقدار قوه ايجاد كرده‌اند . اين طور نيست كه من دخالت نداشته باشم . من به اندازهء خودم فشار دارم ، شما هم به اندازهء خودتان ، او هم به [ اندازهء خودش ] . اين قوا وقتى كه رو به هم رفته جمع شد ، آن وقت يك سنگ چند خروارى بلند مىشود . يك قطره باران يك قطره است ؛ از يك قطره هم نمىشود يك سيل درست شود ؛ لكن اين قطره‌ها وقتى كه با هم جمع شدند مىشود يك سيل . و اين سيلها وقتى با هم جمع شدند مىشود يك دريا . افراد حكمشان اين است : مثل قطره‌ها مىمانند . وقتى تنهايند كار ازش مىآيد ، اما نه آن كار بزرگ . از او يك مقدار كار مىآيد ، اگر اين قطره بنشيند كنار بگويد من كه قطره‌ام كار از من نمىآيد ، آن قطره هم بنشيند كنار بگويد [ : از ] من هم كار نمىآيد ، هيچ كارى انجام نمىگيرد . هر قطره بايد بگويد به اندازه‌اى كار