تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
مىشوند در آنجا ؛ همه با دل راحت . نه نظامى از مردم نفرت دارد و مىترسد نه مردم از او . همه با هم مجتمع مىشوند و مطالب گفته مىشود ، مسائل طرح مىشود . اين را بايد حفظش كنيم . اينها الآن درصدد اين هستند كه با صورتهاى مختلف ، با يك صورتهاى خيلى به نظر صحيحْ بين ماها اختلاف بيندازند .

شگردهاى ساواك براى ايجاد اختلاف

چنانچه در رژيم سابق همين مسائل بود و من راجع به اين مسائل هميشه سفارش مىكردم ؛ مع الأسف غلبه داشتند و نمىشد . قبل از ماه رمضان - كه از ماه رمضان آنها مىترسيدند : مردم مجتمعند و عبادت مىكنند و منبر هست و محراب هست ، اجتماع هست - يك مسأله‌اى پيش مىآوردند اختلاف بيندازند . قبل از ماه محرّم هم همين كار را مىكردند ؛ يك مسئلهء فرعى را پيش مىآوردند كه ما از مسائل اصلى غفلت كنيم . قبل از ماه رمضان مىگفتند « شهيد جاويد » ! « 1 » تقريباً تمام ماه رمضان را يك دسته‌اى اشكال مىكردند ، يك دسته‌اى رفع اشكال مىكردند ؛ يك دسته‌اى فحش مىدادند و يك دسته‌اى به اين طرف فحش مىدادند . آنها هم كنار نشسته بودند به ريش ما مىخنديدند كه اين طور ما اينها را ملعبه كرديم ! تمام ماه رمضان [ را ] در تمام ايران سر يك كتابى ، كه مسأله‌اى فرعى بود و هيچ اصلًا چيزى نبود ، ضايع مىكردند وقت ما را . و ما را منحرف مىكردند از اينكه - آن وقت البته قدرت او « 2 » بود - كه نسبت به آنها يك كلمه‌اى بگوييم . همه نسبت به خودمان صحبت مىكرديم ! يك قدرى كه اين سست مىشد - حالا مىديدند كه يكوقت اجتماع ديگرى است - مىآمدند مسئلهء « شمس‌آبادى » « 3 » را پيش مىآوردند ؛ مرحوم شمس‌آبادى را . من احتمال مىدهم - بعضيهاى ديگر هم احتمال مىدهند - كه اصل كشتار از خودشان بود . براى اينكه آشوب درست كنند . يك مدت زيادى هم آقايان اهل منبر و پايين و بالا و اينها وقتشان صرف اين مىشد و از آن مطلب
هامش
( 1 ) - تأليف نعمت اللَّه صالحى نجف‌آبادى . ( 2 ) - شاه . ( 3 ) - سيد ابو الحسن شمس‌آبادى كه در سال 1355 ه . ش . ترور شد .