تجهيزات بزرگ ، مجهز به همهء جهازها و اسلحهها ، دنبال هم آن قدرتهاى بسيار بزرگ و ابرقدرتها ، در مقابل يك جمعيتى كه هيچ چيز ندارند ، زنها و مردها ريختند ، با مشت خالى ريختند توى خيابانها و در مقابل ايستادند . هيچ حساب درست نمىشود كه اين قدرت ، اين چيزى نداشت ، آن همه چيز را داشت .
پيروزى معنويت بر ماديت
اين چه شد ؟ اين يك تحولى پيدا شد در قشرهاى نظاميها ؛ كه يا روحيهها را دادند از دست يا متحول شدند و متصل شدند به - البته مختلف بودند - اينها ؛ متصل شدند به اين جمعيت . در اين آخر اين آدم بسيار بىعقل ، اين بختيار بسيار بىعقل كه من نصيحتش كردم و اگر نصيحت مرا قبول كرده بود حالا نخست وزير بود ؛ من نصيحت كردم به او آن وقت كه پاريس بودم كه تو حالا كه شاه رفته يك چيزى دستت آمده بيا بگو كه من مىخواستم يك خدمتى به ملت بكنم ، حالا من در اختيار ملت ؛ اگر اين [ كار ] را مىكرد قهرمان مىشد ؛ نفهميد كه چه بكند .
در هر صورت ، اين اجتماع مردم بر اين امر و وحدت كلمهاى كه پيدا كردند ملت ما و توجه به اسلام اسباب اين شد كه اين پيروزى پيدا شد و آن حسابها همهء حسابش غلط از كار درآمد . آنها مىگفتند اين همه تجهيزات در يك طرف ، دنبالش هم امريكا بود ، شوروى بود ، انگلستان بود ؛ منتها شوروى كمتر صدايش در مىآمد لكن بود - الآن هم دارد مفسده مىكند - امريكا و انگلستان به صراحت مىگفتند كه نخير ، ما پشتيبانيم و ما هستيم ؛ لكن ملت گوش نكرد به اين حرفها . خداوند همچو قدرتى به ملت داد كه گوش نكرد به اين حرفها ، و حسابها همه باطل درآمد . « هيچ » بر همه چيز غلبه كرد . هيچى به حسب جهات مادى ؛ و الّا همه چيز به حسب معنويت . معنويت غلبه كرد بر ماديت از راه خدا [ كه ] فوق همه چيز بود . اين اسباب اين شد كه ما غلبه كرديم .
جهان جلوهاى از خدا
اين شعرها كه خوانديد شعرش خوب بود ، اما براى من اينها صحيح نيست . شما