و يك نفر آدم فاسد [ به جبران ] چند صد نفر ، چندين هزار نفر اشخاص صحيح ، كشته شده است ، باز هم آنها البته بايد اظهار تأسف كنند .
ملتها قربانيان قدرتها
آنهايى [ را ] كه اينها كشتند اصلًا به حساب نمىآورند ! براى اينكه يك ملتى است ، بگذار كشته بشود تا ما نفتش را ببريم ! آنها كشتارى كه اينها كردند به حساب نمىآورند . حساب نمىكنند كه يك بشرى كشته شده است ؛ مىگويند يك عدهاى كه مانع از استفادههاى ماست بگذار كشته بشود . انسان را در مقابل منافع خودشان هيچ مىدانند . در يك جايى كه من بودم راجع به اوضاع ايران [ صحبت ] مىشد كه اوضاع ايران چطور است ، و سفارتخانهها ممكن است كه آن وقت چه بشود يكى كه صاحب يك سفارتخانهاى بود مىگفت كه ما به اينكه سفير يا اشخاصى كشته بشود اهميتى نمىگذاريم ، ولى مبلهاى ما خيلى اهميت دارد ! اين مبلهايى كه ما آنجا داريم آنها اهميت دارد ! يك نفر آدم رسمى ، يك نفر آدم رسمى ، اين حرف را زد كه ما اهميت نمىدهيم ؛ مبلهايمان بيايد ! وضعشان اين است ديگر ، آدم مادى جز به مادىگرى فكر نمىتواند بكند ، نمىتواند فكر بكند . اصلًا شرف را اينها نمىتوانند بفهمند يعنى چه ! همهء شرف را به اين مىدانند كه مبلشان خيلى خوب باشد ! شرافت را ، به اين مىدانند كه چندين دستگاه مثلًا عمارت داشته باشند . عمارت چه جورى باشد . انسانيت اصلًا فكرش را نمىكنند ؛ تو خط اين نيستند . اگر اينها در خط اين مسائل بودند ، خوب ، اين همه آدم از ايران كشته شد ، اين همه متفكرين ، روحانيين ، ابريا ، مظلومها ، زن و بچه ، كوچك و بزرگ ، توى اين خيابانها خونشان ريخته شد ، اين اهميتى نداشت ! هيچ وقت تأسفى [ نبود . ] تأسف ندارد اينكه ! خوب ، يك دسته را كشتند [ كه ] اينها مانع از استفادههاى ما بودند . اما هويدا وقتى كشته مىشود صدايشان درمىآيد ؛ تأسف مىخورند !
ملت ايران ادب اسلامى دارد
اينهايى كه كشته شدهاند ، بيايند مطالعه كنند اينها چه كسانى هستند كه كشته شدهاند .