حكومتى مستقر و او مشغول به كار بشود . يعنى يك حكومتى پيدا بشود كه خود مردم ، آن حكومت را ايجاد كنند . ما تا حالا نداشتيم يك همچو حكومتى كه مال ملت باشد ؛ اسمش بود . اصلًا بعد از زمان مشروطه تا حالا نشده . اين اسمش بود كه ملت - نمىدانم - خودشان انتخاب بكنند ، خودشان وكيل [ معرفى كنند ] . . . ؛ لكن شما مىدانيد كه هيچ وقت شماها رأى نداشتيد . در اين طول تاريخ ، اينها همه خود [ شان ] آنها [ را انتخاب ] مىكردند . و كاش خودشان مىكردند . شاه گفت كه - در يكى از نطقهايش ، همين شاه دوم گفت كه - ليست مىدادند از سفارتخانهها ، و مجبور بوديم كه اين ليست را ما عمل بكنيم ! وكلا را آنها ليست مىدادند كه ما وكلا را تعيين بكنيم ، ما هم تعيين مىكرديم ! منتها او مىخواست بگويد كه حالا ديگر آن طور نيست ؛ و حال آنكه آن وقت بدتر بود !
آزادى در رأى دادن
الآن وضع تا اينجا آمده است كه شما خودتان - بدون اينكه كسى به شما فشارى بياورد در رفراندم رأى داديد . خودتان رأى داديد . يعنى مردم كوچك و بزرگ - اينكه وقت انتخابش بود - زن و مرد ، مريضها از مريضخانهها ، همهء اينها با شور و اشتياق رفتند رأى دادند . هيچ كس به آنها فشارى نياورد ، و يك سرنيزهاى تو كار نبود ؛ قدرت ايمان بود . ايمان داشتند به اينكه حكومت اسلامى خوب است . اين ايمان مردم را پاى صندوقها برد . و اشخاصى هم كه نمىتوانستند بروند ، زير بغلشان را گرفتند ، يا تو چرخ نشاندند و بردند رأى دادند . و بعد هم شما براى مجلس مؤسسان كه مقدرات مملكتتان دست خودتان باشد - اگر بنا شد كه انتخاب قانون را به رفراندم نكرديم - و مجلس مؤسسان بنا شد باشد ، باز دست خودتان است . خودتان مىرويد ، وكلاتان را تعيين مىكنيد ؛ هيچ كس هم به شما فشار نمىآورد كه فلان وكيل را تعيين كنيد فرضاً اگر چنانچه ما يك كلمهاى بگوييم ، قضيه اين است كه ما ميل داريم ؛ اين براى شما خوب است . بيشتر از اين نيست . ما مىگوييم اين خوب است براى شما . مثل اينكه در رفراندم ، ما گفتيم رأى به رفراندم خوب است . من خودم اين رأى را دارم . الزام تو كار نبود ؛ هر كس مجاز بود و آزاد بود كه