جدا كنند و همه را از هم ؛ به هم بريزند . پيشتر مثلًا يكى از چيزهايى كه بود اين ارتشيها در نظر ملت يك مردمى فاسدِ كذا - آن طور كه مىگفتند . آنها هم از اينها مىخواستند كه به اينها زورگويى بكنند چه چه ؛ و دوتايى [ ملت و ارتش ] همچو دشمن هم بودند كه اگر يك جمعى از اينها يك جا پيدا مىشد ، مردم دنبال اينها هيچ نمىآمدند . الآن وضع جورى شده است كه امروز در مدرسهء فيضيه اقشار مختلفى با هم جمع بودند : يك دسته از شيراز - پادگانهاى شيراز - آمده بودند در آنجا مجتمع بودند ، يك دسته فرهنگيها آمده بودند مجتمع بودند ، يك دسته - عرض كنم كه - پزشكان همين طور ؛ از اطراف . كه من به آنها گفتم كه خوب ، شما ببينيد ما همه قبلًا از هم فرار مىكرديم ؛ حالا با هم نشستيم و . . . صحبت مىكنيم . عشاير آمده بودند ؛ عشايرى كه هيچ وقت با ما صحبتى نمىكردند آمده بودند ، همه با هم جمع شده بودند . خوب ، اينها يك مسائلى است كه شده است . البته بازسازى بعد از انقلاب از امور بسيار مشكل است .
انقلاب اسلامى و ديگر انقلابها
و به حمد اللَّه [ انقلاب ] ايران از همهء انقلابات بهتر بوده . اين انقلابْ سفيد بود نه آن انقلاب ايشان ! انقلاب سفيد اين بود كه در ساير ممالك در شوروى ، در فرانسه انقلابى كه در آنجاها پيدا شده انقلاب خونينى بوده كه ميليونها آدم كشته شده است و خرابيها وارد شده است ؛ بدتر از همه [ هم ] كه شوروى . مرحوم قرنى « 1 » مىگفت كه مقاومت دولت [ شاه ] در مقابل مردم سه ساعت و نيم بود ! ما خيال مىكرديم خوب دو - سه روز يا يك شب شد ؛ ايشان گفت سه ساعت و نيم بود ! خوب ، اينها كودتا كردند ، اينها قيام كردند ، كودتا كردند : اول رفتند سراغ نيروى هوايى كه آنجا را بكوبند و بعد هم بريزند همهء ماها را بكشند و مسأله و غائله را ختم كنند . مردم ريختند و موافقت كردند و آنها هم [ قشرهايى از سربازها ] اينها هم متصل به مردم شدند . . . . مرحوم قرنى به من گفت كه در
هامش
( 1 ) - آقاى ولى اللَّه قرنى ، اولين رئيس ستاد ارتش جمهورى اسلامى كه به دست گروهك « فرقان » به شهادت رسيد .