تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
كذا و كذاست ، مجبور بود كه اين اعتراف را بكند كه ليست مىآوردند از قنسول انگلستان يكوقتى - بعد هم قنسول امريكا - مىآوردند و مىگفتند اينها بايد وكيل بشوند ؛ آنها هم همينها را وكيل مىكردند ! مردم هم هيچ اطلاعى از اين مسائل نداشتند . حالا مىخواهيد چه بشود ؟ شما يك همچو رفراندمى كه همهء مردم با آزادى - يك كسى نبود كه به آنها فشار بياورد كه آقا بايد به روى يا نبايد به روى ، همه با آزادى ، همهء طوايف با آزادى ، خودشان رفتند سر صندوقها و رأى دادند ؛ ما بهتر از اين چه مىخواهيم ؟ ما مىخواهيم يك مملكت ، آزادى باشد . البته اينها همه چيز ما را برده‌اند . اينها آنچه كه براى ما گذاشتند قرضهاى زيادى است كه از بانكها گرفتند و فرار كردند ، ميلياردها قرض كردند و فرار كردند ؛ علاوه بر بردن جواهرات و بردن همه چيز ما . قبلًا هم پولها را فرستادند توى بانكهاى سوئيس و ساير جاها و امريكا و كذا . وقتى هم مىخواستند بروند باز جواهرات را هر چه توانستند بردند . آنى كه مانده است ، آن است كه نتوانستند ببرند و حالا مىبينيد اين مقدار است ، اينها را نتوانستند ببرند ! حالا اين مقدارش مانده است . اينها همه چيز را بردند و دولت را ورشكست كردند .

نمايش وحدت مردمى

حالا بايد با زحمت ، همهء اقشار دست به هم بدهند تا اين گرفتاريها رفع بشود . مگر دولت مىتواند مملكتى را كه اين طور خراب كردند - با ضعفى كه الآن هست - اداره بكند و درست بكند ؟ دانشگاه بايد بيايد كار را درست بكند ؛ خودشان بايد درست بكنند . كشاورزها بايد خودشان همت بكنند . كارگرها بايد خودشان همت بكنند . و بايد همهء ما بدانيم كه اينها ، اين ريشه‌هاى گنديده‌اى كه از اينها مانده است ، افتاده‌اند دوره و نمىگذارند كه آرامش پيدا بشود . براى اينكه اينها مىدانند كه اگر آرامش پيدا بشود و اين مملكت به همين حال خودش باقى باشد ، اين اقشارى كه حالا هستند - اينها با هم هستند - ديگر به هم نمىخورد و دست اينها هميشه كوتاه است . لهذا اينها دنبال اين معنا هستند كه نگذارند يك آرامشى پيدا بشود . شما را از ما باز جدا كنند و ما را از ديگران