آن روزى كه اسلام محتاج به اين است كه فقها هم در ميدان بروند ، بايد بروند . آن روزى كه اسلام محتاج به اين است كه حوزهها تعطيل بشود و مشغول به يك كارى بشوند ، براى حفظ بيضهء اسلام بايد درسها تعطيل بشود . و امروز آن روزى است كه بسيار حساس است براى اسلام و مسلمين و ملت ما ، كه شايد حساستر از اين موقع نباشد . و آن اين است كه سرنوشت مملكت اسلام بايد تعيين بشود .
تعيين مقدرات مملكت به وسيله رفراندم
حالا كه رژيم سلطنتى رفته و از بين رفته است - و قاعده هم اين بود كه از اول وجود پيدا نكند - حالا براى اينكه ما طرز حكومت را تعيين كنيم ، محتاج به يك فعاليتهايى است . البته در نظر من - شخص من - اين است كه احتياج به رفراندم هم نيست ؛ براى اينكه مردم آراى خودشان را در ايران اعلام كردند ؛ با فريادها ، با دادها اعلام كردند لكن براى اينكه يك اشكالى [ پيش نيايد ] مثلًا ، اگر يك دولتى اشكالى داشته باشد در اينكه خوب اين ثبت نشده است اين رفراندم ، تقاضا نشده است و بايد تقاضا بشود ثبت بشود ، شمارش بشود آرا - براى اين ، بنا بر اين است كه يك رفراندمى بشود . و چون اين رفراندم يك رفراندم اساسى است كه مقدرات مملكت ما را تعيين مىكند و ما اگر بخواهيم يك حكومت اسلامى ، يك جمهورى اسلامى در ايران برقرار كنيم با اين رفراندم بايد بشود .
فقط « جمهورى اسلامى »
از اين جهت لازم است كه آقايان ، اينهايى كه قدرت بر اين معنا دارند كه تشريف ببرند در بلاد و در محالّى كه آشنا هستند يا غير آشنا ، و مسائل را براى آنها بگويند و آنها را روشن كنند و دعوت كنند به اينكه رأى بدهيد به جمهورى اسلامى - اين هم با همين كلمه : نه يك حرف زيادتر و نه يك حرف كمتر - براى اينكه الآن شياطين افتادهاند دنبال اينكه « جمهورىِ » محض ، همين جمهورى باشد ، « جمهورى دمكراتيك » باشد و از اين حرفها ، براى اينكه آقايان تشريف ببرند و رفع ابهام بكنند ، اين خوب است . كه به همان طورى كه مدرسين محترمِ اينجا بنا دارند كه يك مثلًا هيأتهايى را به اطراف يا اشخاصى