يك استخوانْ پوسيدهاى است كه نه امريكا قبولش كرده نه همان رباط كه هست « 1 » - آنها هم مىگويند كه ما اين را به شاهى قبول نداريم و نمىتواند اينجا بماند - نه انگلستان قبولش كرد كه برود . همه ردش كردند ؛ خوب است بيايد خليج پيش اين رفقايش !
پيروزى ، مرهون طبقه محروم
خوب ، در هر صورت شما بدانيد كه اينها اين طور كردند . و ملت ما ، ملت غيور ايران تاب نياورد و همه با هم ، با قدرت اسلام ، با قدرت ايمان قيام كردند ، و با قدرت ايمان پيش بردند . اين نهضت و اين پيشبردى و اين پيروزى ، مرهون اين طبقهء جوان ايران ، آن هم طبقهء جوان درجهء سه ؛ طبقهء جوان محروم [ است ] ؛ آنها اين مسأله را پيش بردند ، اين نهضت را پيش بردند ؛ و ما بايد از آنها تشكر كنيم . در هر صورت . . . شماها بايد در مَحالّ خودتان كه مىرويد نصيحت كنيد اينها را كه گذشت ديگر مطلب ! ديگر شما حالا هر چه هم فرياد كنيد : شاه ، ديگر شاهى تو كار نيست تا شما فريادش را بزنيد ! برگرديد به اسلام . آن چيزى كه به درد شما و به درد همهء ما مىخورد ، اسلام و حقايق اسلام است . اسلام كافلِ « 2 » همهء جهات ما هست ؛ دنيا را درست مىكند ، آخرت را درست مىكند ؛ سعادتمند مىكند شما را .
خداوند ان شاء اللَّه شما همه را توفيق بدهد . و باز هم از شما تشكر مىكنم كه آمديد . و من هم ديگر حالم مقتضى نيست كه . . . صحبت كنم . حالم مقتضى نيست .
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته .
هامش
( 1 ) - مركز مراكش .
( 2 ) - كفالتكننده ، به عهده گيرنده .