تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
از اصل اسلام خبردار شده باشند اين حرفها را نمىزنند . اينها اگر به همهء مسائل آشنا شوند اختلافات از بين مىرود . در عين حال ، ما از اظهار عقيده جلوگيرى نكرده و نمىكنيم . لكن از كارهايى كه منحرفين گاهى مىكنند ، مىخواهند شلوغ كارى كنند . الآن نهضتى در ايران برپاست كه براى قطع ظلم است تا رژيم فاسد را از بين ببرند . در اين بين عدهء معدودى به خرابكارى مشغولند ، تبليغ سوء مىكنند و نظر دارند كه اين رژيم را حفظ كنند يا رژيم اسلامى پيش نيايد يا انحراف دارند و توجه به مسائل ندارند و يا ، با توجه به مسائل ، اغراض فاسد دارند . ما آزادى به همهء مسالك و عقايد مىدهيم لكن اگر بخواهند شورش كنند و مسير ملت را تغيير دهند ، دست ظالم را نگه دارند ، مجاز نخواهند بود . هر ملتى حق دارد منافع ملى و مذهب خود را حفظ كند از تعديات آنها . اگر تعدى نكنند ما تعدى نمىكنيم . [ سؤالى دربارهء امپرياليسم فرهنگى ؛ اسلام توجه و تكيهء زيادى روى ارزشهاى فرهنگى و اساسى داده است . در اين پنجاه - شصت سال حكومت پهلوى امپرياليسم فرهنگى شديد بوده است كه منجر به ، به هم خوردن ارزشهاى اسلامى - ايرانى شده است و جاى آن را ارزشهاى غربى گرفته است . آيا آيت اللَّه چه قدمهايى براى ترميم اين خرابيهاى اجتماعى و فرهنگى برخواهند داشت ؟ ] - همين مسائل موجب مخالفت ما با شاه شد . شما يك جنبه را در نظر مىگيريد اما جنبه‌هاى زيادى دارد . در اين پنجاه سال تنها فرهنگ ما را به عقب نبرده ، سالهاى طولانى مردم را به عقب بردند ؛ اقتصاد ما را به عقب بردند . ايران يك كشور فقيرى شده است . ايران مخازن زيادى دارد اما اين مخازن غارت شده است . نفت رفته است و پايگاه براى امريكا درست شده است . نيروهاى انسانى ما را به عقب راندند . به طورى كه اگر بخواهيم اصلاح كنيم برنامهء طولانى لازم دارد . ارتش ما را فاسد تربيت كردند ، يعنى رؤساى ارتش در طبقات بالا . آنها به تبع افكار فاسد پدر و پسر ، افكار فاسد دارند . ارتش ما را انگل تربيت كرده‌اند . [ اصلاحات ] محتاج به يك برنامه‌هاى طولانى است لكن ما از باب اينكه تمامى ملت ما بپاخاسته است و يك مطلب را مىخواهد : « آزادى ، استقلال ، حكومت اسلامى » . اميد آن را داريم كه با كمك همهء اقشار كه اظهار همكارى مىكنند
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 534 | السيد الخميني