باشيد و نه قرآن داشته باشيد و نه موعظه چى داشته باشيد و نه منبرى داشته باشيد و نه محرابى و نه آخوند ؛ هيچى . پس چه بكنند ؟ پس همين كارهايى كه تا حالا كردند ادامه بدهند ؛ همين كارهايى كه تا حالا كردند . تبليغات كردند زمان آن مرد خدانشناس . « 1 » چه تبليغاتى بر ضد روحانيت كردند كه روحانيت را ديگر توى اتومبيلها راه نمىدادند . مردكه مىگفت كه ، گفته بود كه من دو طايفه را سوار اتومبيل نمىكنم ، قرار با خدا گذاشتم : يكى آخوند ، يكى فاحشه ! اين طور درست كرده بودند . چرا ؟ براى اينكه از آخوند مىترسيدند . يك آخوند توى مجلس بود پدرش را در مىآورد ، يك « مدرس » بود . يك مدرس توى مجلس بود مكرر شكست داد او را ؛ ايشان را گرفتند كشتند .
وحدت كلمه
وحدت كلمه ، للَّهِ بودن ، اين پيروزى را به شما داده تا حالا . اين وحدت كلمه را حفظش كنيد . اين حزب بازى را كنار بگذاريد ، اين جبهه بازى را كنار بگذاريد ، اين آخوند و دانشگاهى را كنار بگذاريد ؛ خدا مىداند ضرر به شما مىزند ، ضربه مىزند به شماها هر كدام . در خارجْ آدم مىآيد مىبيند كه جبهههاى مختلف است . آن به آن مىگويد و به او مىگويد ، او چه مىكند او چه مىكند . كنار بگذاريد آقا . اگر چنانچه مسلمانيد مسلمانى اقتضاى اين مىكند كه كنار بگذاريد ؛ اگر ملى هستيد ملى بودن اقتضاى اين كار را مىكند ؛ اگر عاقليد عقلْ اقتضاى اين را مىكند . اينها را ديگران درست كردند به اعتقاد من . ديگران درست كردند كه ما را متفرق از هم بكنند . كنار بگذاريد اين مسائل را ، با هم بشويد :
يَد اللَّه مَعَ الجَماعَة « 2 »
همه با هم بشويد . تا اينجا آورديد تا آخر ببريد . آخر يعنى آن وقتى كه دست اجانب از مملكت شما كوتاه بشود ؛ مملكت بشود مال خودتان ، خودتان ادارهاش بكنيد ، خودتان هر چه داريد دلتان خواست بفروشيد . نفت را خواستيد بفروشيد ، خواستيد نفروشيد . البته مىخواهيم بفروشيم اما نه آن فروشى كه اين
هامش
( 1 ) - رضا خان .
( 2 ) - حديث نبوى ، صحيح ترمذى ، ج 3 ، ص 316 .