كسى يك ملتى را به اين وضعى كه الآن ملاحظه مىكنيد كشاند ، قتل عامها كرد ، حبسهاى طولانى ، جوانهاى ما را در حبس برد و به پيرى به ما برگرداند ، در بين اينهايى كه در حبس بودند و پانزده سال حبس بودند ، بعضى دستها كه با من مصافحه مىكردند آن وقت دست يك پهلوان بود و حالا كه مصافحه مىكند دست يك آدم عادى شده . آن زجرها و ناراحتيهايى كه به جوانهاى ما ، به روشنفكرهاى ما ، به علماى ما ، به دانشگاهيهاى ما ، به بازرگانهاى ما ، آن زجرها و تبعيدها و آن قدر زحماتى كه به اينها دادند و اينها متحمل شدند ، ما نمىتوانيم جبران كنيم . يك جان بيشتر ندارد ؛ شما همهتان هم جمع بشويد همان يك جان را از او مىگيريد . او صدها جان از بهترين فرزندان اسلام گرفته است ، حالا شما هم يك جان از يك نفر آدمى كه ارتباطش به اجانب بيشتر از ارتباطش به ملت ماست بگيريد ، اين نمىشود جبران . شما فرض بكنيد كه يكوقت دست شما بيايد ، دست و پاى او را ببريد و چشمهايش را درآوريد ، از اين كارها هم بكنيد - فرض كنيد - باز هم جبران نمىشود . اين دليلِ بر اين است كه يك عالَم ديگرى هست كه جبران اين طور چيزها در آنجا مىشود . براى هر كشتنى ، كشتن و زنده كردن كشتن و زنده كردن ممكن است . براى زجرهايى كه به جوانهاى ما داده ، زجرهاى طولانى و تا ابد ممكن است باشد . نمىشود آقا كه يك كسى بيايد و سى و چند سال به اين مردم آن جور حكومت جائرانه بكند و مأمورينش در همهء اطراف بلاد با زن و فرزند و جوان و پير ما ، عالِم و غير عالِم ما آن طور رفتار بكنند و ما هم نتوانيم جبران بكنيم . اصلًا ، اگر دست ما هم برسد نتوانيم جبران بكنيم . نمىشود كه خداى تبارك و تعالى يك همچو كارى را اجازه بدهد كه يك نفر آدم اين كارها را بكند و بعد هم جزايش همين باشد كه بكشند او را ، جزايش همين باشد كه مالش را بگيرند . در بين جوانهاى ما اشخاصى بودند كه در جوانى رفتند و پانزده سال عمرشان را هدر داده اين . او مىتوانست در بيرون اگر از علما هست كتابها بنويسد ، هدايتها بكند ؛ اگر از روشنفكران است كتابها بنويسد و روشنفكريها بكند ، روشنگريها بكند ؛ اگر از اطبا هست جمعيت زيادى را از مرگ نجات بدهد - تمام اين قشرهايى كه از ما اينها در زندان كردند ، اينها حياتشان را از دست دادند ؛ اينها زندگىشان را ، بيشتر
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٠٥