مخالفيم . قواى انتظامى بايد باشد و ما آنها را با آغوش باز ، برادرانه آنها را مىبوسيم . ارتش خيال نكند كه اگر « اعليحضرت » نباشد ، ارتش هم نباشد ؛ ايران هم نيست . نه اين حرفها نيست در كار . شما ديديد كه « اعليحضرت » الآن پوسيده است و ايران هم سر جاى خودش هست ، شما هم سر جاى خودتان هستيد . اين چهار تا آدم دزد هم كه حالا به شما دارند حكومت مىكنند ، اين چهار تا دزد هم بعد از چند روز ديگر پولها را برمىدارند و فرار مىكنند . اگر ملت بگذارد و بىعرضگى بكند ، فرار مىكنند . شما سر جاى خودتان هستيد . ملتْ شما را مىخواهد ، شما هم ملت را مىخواهيد . شما ارتش شاه نيستيد ، شما ارتش ملت هستيد . اين دروغ است كه مىگويند ارتش شاه ! شاه چكاره است كه ارتش بخواهد ! ملت است كه ارتش مىخواهد . شاه هم بايد از ملت باشد لكن احمقى مىكند و خودش را از ملت جدا كرد . اگر اينها پيوسته بودند به ملت ، اين بساط پيش نمىآمد . نه من اينجا بودم حالا ، نه اين آقايان . اينها خودشان را از ملت جدا كردند . خيال كردند كه مىتوانند تا آخر ملت را سركوب كنند . خودشان را از ملت جدا كردند ، افتادند به اين وضعى كه ملاحظه مىكنيد . تمام قواى عالَم جمع شد پشتوانهء اين ، پشت سرش ايستاد ؛ چون ملت نمىخواست نشد . همهء قوا جمع شدند . از آن طرف شمال تا آن طرف جنوب ، از آن طرف شرق تا آن طرف غرب ، همهء قدرتها جمع شدند گفتند بايد باشد ، ملت مىگويد نه . وقتى ديدند كه ملت مىگويد نه ، آنها هم فهميدند كه بايد بگويند نه ، گفتند نه . حالا راجع به شاه مىگويند نه ؛ قدم دوم را برداشتند كه اين دولت آره ! اين بله ، اين باشد ؛ اين كارى مىكند كه ميانه رو است ، چه است ! ملت مىگويند نه . تمام قدرتهاى عالَم جمع بشوند دنبال اين وقتى ملت گفت نه ، نمىشود . وزرا را مىگويند راه ندادند توى وزارتخانه . خود اين ملت ، خودِ دستگاه ، خود دستگاه مخالف است نه اينكه بازارىْ تنها مخالف است ، نه اينكه دانشگاهى تنها مخالف است ، نه اينكه دهقان و كشاورزْ تنها مخالف است ؛ ادارات دولتى هم خون دل ديدند . آنها بيشتر اطلاع دارند كه چه كثافتكاريهايى شده است . آنها هم مىگويند وزرا را راه ندادند ؛ عذر خواستند گفتند شما وزير نيستيد ، ما قبولتان نداريم ! يك دولتى كه وزراى آن را راه نمىدهند مىتواند
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 461
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٦١