بيانكنندهء خط مشى شيعه و حزب اللَّه و رهبريكنندهء اين تشكيلات بزرگ فراگير است كه تمامى وظايف آنان را از قرآن و سنت پيامبر اسلام در زمانهاى مختلف و شرايط مختلف اجتهاد و استنباط مىكند و به آنان ابلاغ مىنمايد .
[ حكومت مدرن چگونه مىتواند در يك جامعهء اسلامى وجود داشته باشد ؟ ]
- اسلامى كه بيشترين تأكيد خود را بر انديشه و فكر قرار داده است و انسان را به آزادى از همهء خرافات و اسارت قدرتهاى ارتجاعى و ضد انسانى دعوت مىكند ، چگونه ممكن است با تمدن و پيشرفت و نوآوريهاى مفيد بشر كه حاصل تجربههاى اوست سازگار نباشد ؟ ! .
[ با در نظر گرفتن اينكه هر حكومتى در خود حد اكثر تمركز قدرت را جمع مىكند ، چگونه حكومت اسلامى مىتواند وجود داشته باشد و قدرت در آن تمركز نيابد و رابطهء مسلط و زير سلطه برقرار نشود ؟ ]
- اسلام در رابطهء بين دولت و زمامدار و ملت ضوابطى و حدودى معين كرده است و براى هر يك بر ديگرى حقوقى تعيين نموده است كه در صورت رعايت آن هر گز چنين رابطهاى ، يعنى رابطهء مسلط و زير سلطه ، به وجود نمىآيد . اساساً حكومت كردن و زمامدارى در اسلام يك تكليف و وظيفهء الهى است كه يك فرد در مقام حكومت و زمامدارى ، گذشته از وظايفى كه بر همهء مسلمين واجب است ، يك سلسله تكاليف سنگين ديگرى نيز بر عهدهء اوست كه بايد انجام دهد . حكومت و زمامدارى در دست فرد يا افراد ، وسيلهء فخر و بزرگى بر ديگران نيست كه از اين مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتى را پايمال كند . هر فردى از افراد ملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين ، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانعكننده بدهد و در غير اين صورت ، اگر بر خلاف وظايف اسلامى خود عمل كرده باشد - خود به خود - از مقام زمامدارى معزول است و ضوابط ديگرى وجود دارد كه اين مشكل را حل مىكند .
[ در جامعهء اسلامى چه ارگانيسمهاى اجتماعى مردمى بايد تصميمگيرى سياسى و برابرى بين افراد را تضمين كند و از برقرارى روابط مسلط و زير سلطه ما بين مردم جلوگيرى نمايد ، و همچنين كسانى را كه
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٠٩