تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
كه نه ، ديگر در حبسها چيزى نيست ! ايشان اين طور مىفرمايند : اصلًا آن حرفهايى كه گفته مىشود كه در حبسها زجر هست ، اينها نيست ديگر ! بله آن چيزهايى كه پيشتر بود كه دستش را يك قدرى اين طور مىكردند ، نيست ديگر - ايشان اين جور مىگويد - حالا بله يك قدرى چيزهاى روانى هست ، و الّا خير ، ديگر زجر و اينها نيست ! اينها را از خودش بايد پرسيد . يعنى يك كسى سريرهء اين را بتواند حالا بخواند ، بخواند ببيند چى ثبت است در مغز اين . آنهايى كه مطلع شده است - اطلاع به او مىدهند ، آنهايى كه مطلع شده - ثبت است الآن در مغز او ؛ در روح او ثبت است ؛ ملائكة اللَّه نوشته‌اند اينها را . اگر كسى سواد آن عالِم را داشته باشد ، آن وقت مىخواند كه چه كارهايى اين كرده ، چه دستورهايى داده . و آنهايى كه عمل كردند ، بعدش اطلاع دادند كه ما چه كرديم . مىداند اينها را ؛ بروز نمىدهد !

آثار خيانت و جنايت شاه

شما خيانتهايى كه به اين ملت كرديد ، شما يك ملتى را كه در لفظ مىگوييد كه من مىخواهم به دروازهء تمدن برسانم - دروازهء بزرگ تمدن - يك ملتى را نيروى جوانىاش را هدر داديد ، شما بياييد از اين جوانهاى ما كه در خارج هستند و فرستاديد در خارج براى - نمىدانم - نيروى اتمى و بساط ، بياييد بپرسيد از اينكه اينها چه مىكنند اينجا . خودشان هستند . حالا مىآيند پيش من ، كه اينها در اينجا چه مىكنند . شما جوانهاى ما را نمىگذاريد كه يك درجه بالا بروند . دانشگاه ما را نگه داشته‌ايد در سطح پايين ، نمىگذاريد دانشگاه استقلال پيدا كند ؛ نمىگذاريد اساتيد دانشگاه به كار خودشان ادامه بدهند . فرهنگ ما را شما عقب افتاده قرار داديد ؛ فرهنگ استعمارى ، يعنى فرهنگ دستورى . شما اين فرهنگ ما ، كه الآن ما فاقد هستيم ، الآن اگر چنانچه ايشان هم بروند و اين حكومت هم از بين برود ، يك مملكت آشفتهء به هم ريختهء فاسد . . . اقتصادش از دست رفته ، فرهنگش از بين رفته ، نظامش فاسد است . يك همچو مملكتى را به ارث مىگذارند اينها . ما وارث يك مملكت آشفته هستيم . سالهاى طولانى لازم است تا به بركت جوانهاى ما ، تحصيلكرده‌هاى ما ، قشرهاى بيدار مملكت ما و ملت ما ، كه در انزوا