را گرفتند به اينكه اين در اين پانزده سال كارهاى خلاف كرده ! نخست وزير اين پانزده سال « 1 » را هم گرفتند كه اينها چپاول كردند و كارهاى خلاف كردند ! خود آقاى شاه هم بعد از اين زمان آمده است اعتراف مىكند كه من كار خلاف كردم ! خود اينها دارند اعتراف مىكنند . خود او آمده است و مىگويد كه من اشتباهاتى كردم ، خطاهايى كردم . خود اينها رئيس سازمان امن را كه پانزده سال به اين مردم تعدى كرده است ، حالا به اعتبار اينكه اختلاس كرده است و خلاف كرده است گرفتند . خود اينها نخستوزيرى كه پانزده سال - تقريباً - در اين مملكت حكومت كرده است ، حالا گرفتند و مىگويند چه . اگر مهلت دست اينها باشد بعد از پانزده سال ديگر هم اينهايى كه حالا سر كار هستند مىآيند مىگيرند آنها را .
هيأت حاكمهء بىصلاحيت
صلاحيت يك هيأت حاكمه و يك اشخاصى كه كارهاى حساس در دستشان هست ، اين موجب يك صلاحيتى در عموم مىشود . و اگر هيأت حاكمه ، و همين طور آنهايى كه مقدرات مملكت دستشان است ، آنهايى كه ارتش را اداره مىكنند و از رؤساى ارتش هستند ، اگر اينها مردم صلاحيتدارى بودند روزگار ما به اينجا نمىرسيد ؛ و من هم حالا اينجا ننشسته بودم براى شما صحبت كنم ؛ شما هم حالا اينجا وقتتان را صرف اين كارها نمىكرديد . اينكه من دست از كار خودم برداشتم - كه طلبگى بود - و آمدم اينجا ، براى اين است كه ما يك حكومت صالح نداشتيم و يك قدرت صالحه در كار نبود ؛ و مملكت را كشاندند رو به نيستى و تمام چيزهايى كه اميد به آن مىشد پيدا بكنى اينها تباه كردند : احكام اسلام را تباه كردند ، زراعت ما را از بين بردند ، بانكها همه خلافكار بودند ، اكثراً ، وزارتخانهها دست آدمهاى ناصالح اداره مىشد ، مجلسها مجلسهاى قلّابى فرمايشى بود ، وكيل مردم نبودند اينها .
ما كه آمديم اينجا براى اينكه فرياد خودمان را - البته از اول نظر به اين نبود كه من
هامش
( 1 ) - امير عباس هويدا .