حالا كه به ايران مىرويد ، در سرتاسر ايران مطالعه كنيد . در تظاهرات و در خواستههاى اين تظاهرات كه اظهار مىشوند ، شعارها و مطالبى كه به صورت شعارهاى ملى درآمده است و در تمامى ايران ، در هر كجا شعارها شبيه به هم و مطالب ، همه يك مطلب است ؛ حكومت اسلامى را مىخواهند . بنا بر اين اگر در بين اين جمعيتها چند نفر يا عدهاى طرفدار شوروى يا كمونيست باشند ، درصدى از ملت هستند كه در بين ملت تحليل مىروند . ملتى كه اسلام را مىخواهد ، معقول نيست كه طرفدار شوروى باشد ؛ و معقول نيست كه شوروى در آن دست داشته باشد . شوروى از نداى اسلام براى قفقاز مىترسد و شوروى مىترسد كه اين نداى اسلام را تقويت كند ؛ و مىدانيد كه در اين نداى اسلامى ، هر كودتايى كه در آن بشود و هر مطلبى كه ضد اسلامى باشد ، بدون نتيجه مىماند و عقيم مىماند . بنا بر اين ، نظريهء دست شوروى ، بىپايه و باطل است و اساس ندارد .
اما نظريهء دوم ، كه مسأله عمق ندارد و امرى ظاهرى و صورى است كه مثل حباب [ فرو ] مىريزد از اين است كه توجهى به اساس مطلب ندارند . خيال مىكنند مطلب يك روزهء سياسى ، يا نظير سياستى است كه هر روز به يكجور صورت بيابد ؛ نمىدانند كه اساس آن ، اسلام است و عمق اسلام واضحتر از آن است كه ما بيان كنيم . عقيده است ؛ عقيده همين است ، و اسلام يك مذهبى است كه نمىتوان بدان گفت كه مثل حباب مىريزد . مطلبى كه آنها گفتهاند ، اساس ندارد .
آنچه اساس دارد ، نظريهء سوم است ؛ و نهضتى عميق و اساس دار بدون دخالت هيچ قدرتى و متكى به خود ملت است ؛ و لازم است كه امريكا هم توجه به اين معنا كند ، و دست بردارد از پشتيبانيهاى خود ؛ و بايد بدانند كه پشتيبانى اثرى ندارد و ضرر خواهد داشت . من گمان مىكنم اگر شما برويد ايران و اوضاع را از نزديك مشاهده كنيد ، نظريهء شما هم نظريهء گروه سوم اقليت خواهد شد .
[ كاتم : آيا شما از قدرت خودتان ، و محبوبيت خودتان مطلع هستيد ؟ در كتاب خودم تحليل كردهام كه مصدق از وسعت قدرت و محبوبيت خود مطلع نبود ؛ و چون نبود ، خودش را كم ، و امريكا را خيلى قوى تصور كرد و باعث كودتا شد ؛ اما من دربارهء شما از طريق مصاحبههايتان متوجه شدهام كه معتقديد
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٨٩