باشد ؛ براى اينكه اينها به طورى محو شدهاند در آن تربيت و تعليم خارجيها ، و به طورى اينها را در نظر اينها بزرگ كردهاند كه ديگر همهء مآثر « 1 » خودشان و همهء چيزهايى كه مربوط به خودشان است ، همهء اينها را فراموش مىكنند و توجهشان به خودشان از بين مىرود و متوجه به غرب مىشوند و هر چه مربوط به آنهاست به آن توجه مىكنند .
اسلام ، مخالف نفوذِ بيگانگان
اسلام مىخواهد كه هيچ يك از افراد اين مملكت اسلامى پيوستهء به غير نباشد ، تحت نفوذ غير نباشد . حكومت اسلامى اگر چنانچه تأسيس بشود نمىخواهد كه آثار تمدن را از بين ببرد ، با دانشگاه مخالف نيست ، با علم مخالف نيست . قرآن پُر اين است كه تفسيرِ ، تأويلِ علم را از آن تعريف مىكند و - عرض مىكنم كه - احاديث ما از علم آن قدر تعريف مىكنند ، از عالم آن قدر تعريف مىكنند ، آن وقت ما بگوييم كه با علم مخالفند ! خير ، با اين نحو علمى كه شما داريد ما مخالفيم ؛ با اين نحو تربيت و تعليمى كه شماها مىخواهيد ما را تربيت كنيد ، با اين ما مخالفيم ؛ با آن مظاهر تمدن كه بچههاى ما را فاسد مىكند ، بچههاى ما را عقب مانده نگه مىدارد ، ما با آن مخالفيم ؛ نه اينكه ما مخالفيم با اصل تمدن و مىخواهيم مردم را برگردانيم به زمان كذا . اينها مىخواهند مردم را نگذارند ترقى بكنند . برنامهء اينها اين است كه به اين نحو رفتار كنند كه بچههاى ما ترقى نكنند ؛ و دليلش اين است كه بعد از هفتاد سال كه ما مدرسه داشتيم و بيش از سى سال كه دانشگاه داريم ، حالا هم اگر چنانچه يك كسى مريض [ دارد ] مريض خودش را برمىدارد مىرود اروپا يا مىرود امريكا ، آنجا معالجه بكند ! ما اگر چنانچه يك دانشگاه مستقلى داشتيم ، خوب در دانشگاههاى ما بعد از سى سال بايد طبيبها و - نمىدانم - همهء [ بيمارستانها ] مجهز باشد و ما بتوانيم مريضهاى خودمان را مداوا كنيم . اين دليل بر اين است كه ما نداريم يك چيزى . در زمان ايشان كه همهء چيزها از دست ما رفته است . يك اسفالت مىخواهند اينها درست كنند ، مىروند يك شركت خارجى مىآورند ؛ يك سد
هامش
( 1 ) - آثار گذشتگان ، آنچه از پيشينيان به جاى مانده .