حكومت اسلامى و اجراى قوانين مترقى اسلامند . و تمامى قشرها در سراسر كشور در اين خواستها هم صدا و در صف واحدند . و اگر عدهاى كه شمارهء آنها بسيار هم محدود است شعارى غير از اسلام دارند يا مغرضند ، كه اگر مأمور خود رژيم ايران نباشند از قدرتهاى خارجى دستور مىگيرند ، و يا به علت اينكه اسلام را نشناختهاند و آنچه را از اسلام شنيدهاند از تبليغات غلط و انحرافى بوده است . از اين جهت به ساير مكتبها پناه بردهاند و اين عده را ما معتقديم با پياده شدن اسلام به آغوش آن برمىگردند .
[ بيشتر روزنامهها در ايتاليا و فرانسه ، امروز از خطر يك « جنگ داخلى » صحبت مىكنند و تصورشان اين است كه تنها راه حل سازش ، انتخابات مجلس مشروطه ، مراجعه به آراى عمومى ، اميدواركننده است تا بتوان از برخورد بين مردمى كه به حرف شما گوش مىكنند و ارتش جلوگيرى كرد . آيا واقعاً شكاف بين ارتش و مردم وسيع است ؟ در اينجا صحبت از كادرهاى بالاى ارتش كه در خدمت شاه هستند نيست ]
- اولًا سازش با شاه يعنى سازش با يك فرد ظالم و خائن . و اين سازش ، خود بزرگترين خيانت است كه هر گز در قاموس اسلام و يك مسلمان واقعى نمىگنجد . و در ثانى سازش از سياسيون در طول سلطنت اين دودمان با تجربههاى تلخى در گذشته اتفاق افتاده است و ملت ايران امروز بيدار شده و اين فريب را هر گز نمىخورد . و آن دسته از مطبوعات كه صحبت از جنگ داخلى مىكنند بايد بدانند كه خيلى پيش از اين خود شاه براى خنثى كردن نهضت مردم ايران ، دست به چنين تبليغاتى زده است و مردم را هميشه از تجزيه و تبديل آن به ايرانستان مىترساند « 1 » و مىگفت كه مخالفين من مىخواهند ايران را به ايرانستان تبديل كنند . و اين صرفاً يك تهديد تو خالى است و ملت فريب آن را نمىخورد . و اما ارتش ، شاه خوب مىداند كه به اين ارتش نمىتواند اميدوار باشد . اين روزها از ايران اخبار سرپيچى ارتشيان مىرسد . سربازها از سربازخانهها فرار مىكنند . افسران جوان از اطاعت فرماندهان خود سرپيچى مىكنند . ارتشيان ، جز يك عدهء معدود
هامش
( 1 ) - شاه در مصاحبه با امير طاهرى كه تحت عنوان « مصاحبهء استثنايى با رهبر استثنايى » در روزنامه كيهان به چاپ رسيد ، گفت : « تا من و ارتش و وطنپرستان هستيم ، ايران ايرانستان نخواهد شد ! » .