يكوقتى شوروى حمله بكند . نه اين است كه اينها به ما چيزى دادهاند ، اينها بازى است سر ما در مىآورند .
چهرهء واقعى مدعيان سوسياليسم و كمونيسم
اين ابرقدرتهايى كه يكى به اسم مملكت كمونيستى ، يكى كمونيست چين ، يكى نمىدانم سوسياليست چى ، زهر مار ، همهء اينها بساطشان براى خوردن ماست . اين چينى كه گفته مىشود كه كمونيست است و با تودهها كذاست و با خلق كذاست ، ديديد همه كه در اين كشتار بزرگ تهران ، كه تا بيست هزار هم گفتهاند - ولى خوب حالا اين مبالغه است اما چهار هزار تا ، حدود چهار هزار ، اين زياد گفته شده است حتى گفته شده است كه در قبرستان تهران يك همچو حدودى دفن شده - اين رهبر چين كمونيست ، اين رهبرى كه بعضى جوانهاى ما در اشتباه هستند و خيال مىكنند اينها مفيد هستند براى جامعه ، اين در عين حالى كه اين كشتار داشت واقع مىشد ، آمد به ايران و دست داد به اين شاه غاصب يك كلمه هم نگفت ، پشتيبانى كرد . يك كلمه هم نگفت به اينكه آخر اينها را چرا مىكشى ؟ آخر چه كردهاند اينها ؟ اينها دارند مىگويند ما آزادى مىخواهيم ، چه مىخواهيم ، اينها مىگويند ما مىخواهيم آزاد باشيم ؛ آزادى ، استقلال ؛ دادشان اين طور درآمده بود . يك كلمه اين آدم نگفت به اينكه خوب اينها بشر هستند ، اينها انسان هستند ، چرا اين طور ؟ بچهء كوچك اين قدرى را ، بچهء دبستان را ، حالا ديگر دستشان از آن بزرگها مثل اينكه [ كوتاه ] شده است ، حالا كوچكها - بچههاى دبستانى - را دارند مىكشند . اين هم هر روز دارد اخبارش مىآيد اينجا . بچه كوچولو دبستانى ، دختر دبستانى ، پسر ، دوازده تا دختر و پسر يا دختر ، همين دو - سه روز يك جايى كشتند . يك كلمه اين آدم نگفت به اين شخص شقى كه اين چه كارى است مىكنى . آمد و دست داد به او . با آغوش باز ملاقات كردند و گذاشت رفت و خنديدند به اين تودههاى بيچاره . و ما جوانهايمان اشتباه مىكنند ، خطا مىكنند ، خيال مىكنند كه اينها براى آنها مفيد هستند آن هم كاخنشينان كرملين . 15 خرداد كه پانزده هزار - آن طورى كه مشهور شد - پانزده