تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
مىخواهى راه باز كنى براى جنايات و الّا تو ممكن نيست كه دست بردارى از جناياتت . كسى كه اعصابش اين طور خرد شده و خراب شده و مىبيند همهء ملت با او مخالف هستند ، اربابها هم ؛ مىترسد كه اگر ملت مخالفتشان طول بكشد ، آنها هم دستشان را از سرش بردارند ؛ و خدا مىداند كه اگر يك روز دستش را اين امريكاى خبيث از سر اين [ شاه ] بردارد ، هيچ برايش نمىگذارند بماند ؛ همان اطرافيانش او را خواهند خورد .

سلاح ايمان ، نيرومندترين سلاحها

ولى حالا ملت چه بكند ؟ مستشارهاى خارجه ريخته‌اند به ايران و همه چيز دست آنها هست ، قدرت دست آنها هست ، ملت ضعيف است . اين اشخاصى كه [ از ] حقوق بشر [ دائم ] دم مىزنند ، همينها ملت ما را به اين طور گرفتارى كشاندند . چه بكند يك ملت ضعيفى كه اسلحه ندارد ، [ قدرت ] ندارد ؟ ولى هيچ اسلحه‌اى با ايمان نمىتواند مقابله بكند ، هيچ اسلحه‌اى با قيام ملت نمىتواند مقابله بكند . امروز همهء اسلحه‌ها نمىتوانند مقابله كنند با قيام مردم ؛ هر چه بكشند باز نمىتوانند . اين مصيبتها كه مىبينيد ، كه همهء شهرها الآن گرفتار هستند ؛ هر روز يا گرفتار پليس هستند يا گرفتار جُنْديها و لشكريها هستند با تانك و توپ و مسلسل ، يا گرفتار يك دسته‌اى هستند كه مىآيند تظاهر مىكنند و زنده باد و جاويد باد مىگويند . توى خانهء بعض مراجع مردكه رفته و تفنگش را كشيده يا [ تهديد ] كرده كه من همهء شما را مىكشم اگر نگوييد جاويد كذا ؛ آنها هم نگفتند و به او [ پرخاش ] كردند ، از قرارى كه شنيدم . اينها گرفتار اين هستند كه بايد جاويد كذا بگوييد . مگر با گفتن جاويد ، جاويد مىشود ؟ گذشت ديگر مطلب ، برود سراغ كارش . اگر بتواند جانش را از دست اين ملت نجات بدهد ، يواشكى فرار كند . بى خود برنامهء حركتش را به خارج از كشور لغو كرد « 1 » به خيال اينكه خودش در دست بگيرد قدرت را ، آدمكشى را خودش در دست بگيرد . مبادا جا را خالى كند يكى بيايد جايش . چه به روى چه نروى تو ديگر رفتنى هستى بيچاره . و خودت اين كار را كردى ، ما اين كار را نكرديم ، ملت اين كار
هامش
( 1 ) - اشاره به لغو سفر رسمى شاه به بلغارستان ، به بهانهء سرماخوردگى !