دامنهء قهر و فشار ، به درجهء تحمل ناپذيرى رسيده است . آخرين قيامها مقدمهء انفجار عظيمى است كه نتايجش غير قابل محاسبه است . هدف از ضد تظاهراتى كه پليس در مقام مقابله و با شركت افراد مزدور ترتيب داده است و هدف از كشتارهايى كه در هر شهر و روستا پيش مىآيد آن است كه مانع سرنگون شدن شاه گردد .
[ فكر مىكنيد كه فرزند شما به قتل رسيده است ؟ اگر چنين نيست چرا مرگ وى علت انفجار تظاهرات شده است ؟ ]
- من با قطع و يقين نمىتوانم بگويم چه اتفاقى افتاده است ولى مىدانم كه او شب قبل از درگذشتش صحيح و سالم بود و مطابق گزارشهايى كه به من رسيده است ، اشخاص مشكوكى آن شب به خانهء وى رفتهاند و فرداى آن شب او فوت كرده است . چگونه ؟ من نمىتوانم اظهار نظرى بكنم . نارضايى مردم به اين مناسبت ابراز شد . مسلماً مردم خدمتگزاران خود را دوست مىدارند و مرا و نيز پسرم را خدمتگزار خود مىدانند . دنبال اين جريان هر كشتارى كه رژيم ترتيب داد ، تظاهرات تازهاى را به مناسبت چهلم كشتهشدگان موجب گرديد . اما مطلب اصلى و اساسى ، پسر من نيست . مسئلهء اساسى ، عصيان و قيام همهء مردم بر ضد ستمگرانى است كه بدانها ستم مىكنند .
[ برنامهء سياسى شما چيست ؟ آيا مىخواهيد كه رژيم را سرنگون سازيد ؟ به جاى اين رژيم ، چه نوع رژيمى را برقرار خواهيد كرد ؟ ]
- كمال مطلوب ما ايجاد يك دولت و حكومت اسلامى است ؛ مع ذلك نخستين اشتغال حاضر ما سرنگون كردن اين رژيم خودسر و خودكامه است . در مرحلهء اول بايستى قدرتى به وجود آوريم كه به احتياجات اساسى مردم پاسخ دهد .
[ مقصودتان از حكومت اسلامى چيست ؟ آنچه از اين تعبير ، خود به خود ، به ذهن مىآيد امپراتورى عثمانى و يا عربستان سعودى است ]
- تنها مرجع استناد براى ما ، زمان پيغمبر و زمان امام على است .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٧٢