تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
روحانى بگذارد ، اسمش را عالِم بگذارد ، و با قتل عام موافق باشد ؟ مگر مىشود يك نفر مسلمان باشد ، يك نفر به اسلام اعتقاد داشته باشد ، و با تبديل تاريخ اسلام به تاريخ كفار موافق باشد ؟ مگر مىشود يك نفر مسلمان باشد و با اين ستور ، « 1 » [ با ] كشف حجاب مبتذل موافق باشد ؟ زنهاى ايران هم قيام كردند بر ضدش و تودهنى به او زدند كه ما نمىخواهيم اين طور چيز را ، ما بايد آزاد باشيم . و اين مردك مىگويد آزاديد لكن - بايد حتماً - آزاديد اما بايد حتماً بدون چادر و بدون روسرى توى مدارس برويد ! اين آزادى است ؟ ! اصلًا يك بساطى است در ايران ؛ من نمىفهمم چه جور است . يك چيزى است ، يك معجونى است اين . دولت ايران و شاه ايران يك معجونى است كه معلوم نيست چه جور [ است ] : « شتر گاو پلنگ » ! يك چيزى است ؛ « شير ، گاو ، پلنگ » . يك بساطى است در ايران . من نمىدانم چه قضيه‌اى است اين گرفتاريهاى ما . البته زياد گرفتارى داريم ، خوب خيلى گرفتاريهاست كه نمىتوانيم بگوييم ؛ اين گرفتاريهاى ماست از دست اين تصويب كنندگان و امضاكنندگان اعلاميهء حقوق بشر . ماها و امثال ماها و شماها و امثال شماها مرتجع و - عرض مىكنم كه - عقب افتاده و امثال ذلك ، و آنها مترقى و مملكتْ يك مملكت مترقى !

نمونه‌هايى از فقر و فلاكت ملت ايران

خدا مىداند كه مراجعاتى كه مىشود ، كه يك جزئىاش به من مراجعه مىشود ، راجع به اينكه مىخواهيم فلان جا آب انبار بسازيم ، مردمش آب ندارند ؛ اين زنها از يك فرسخى بايد بروند آنجا آب بياورند . آب ندارند . وقتى آب ندارند ، برق دارند ؟ آسفالت دارند ؟ هيچ چيز ندارند . ملاحظه نكنيد كه يك تهرانى را ، سر و صورتش را ، اين طرف را درست كنند ؛ شما برويد آن طرف تهران را ببينيد . شما برويد آن گودالهايى كه هست ، گودالهاى نمىدانم كذا و كذا كه هست ، برويد آنجاها را ببينيد چه خبر است . گودال است كه گفت صد تا پله ، نمىدانم چقدر پله بايد بخورد تا برسند به سطح زمين ؛
هامش
( 1 ) - جمع سِتْر ؛ پوششها ، در متن به معنى لباسها .