تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
اعلاميه‌هايشان و چه در اين اعلاميهء اخيرى كه همين چند روز - همين دو سه روز - براى سوگوارى و براى اربعين و تعطيل اربعين داده‌اند ، مطالب را شجاعانه ذكر كرده‌اند و نكتهء اصلى را و لو به صراحت نگفته‌اند ، به كنايهء ابلَغِ از تصريح فرموده‌اند . خداوند ان شاء اللَّه آنها را پايدار نگه دارد .

قم ، مركز علم و عمل

طلاب علوم دينيه ، آن طلابى كه الآن در مركزى واقع شده‌اند كه مورد هَجْمهء اشرار است ، در عين حال كه در يك همچو مركزى واقع شده‌اند ، ديروز عصر اجتماع كثير و يك مجلس تعزيهء بسيار بزرگ تأسيس كرده‌اند ، و بعضى از افراد ، جوانهاى زنده ، در منبر بيباكانه مطالب را گفته‌اند . الآن كه ما اينجا نشستيم ، در مسجد اعظم ، به طورى كه به ما اطلاع وسيع رسيده است ، در مسجد اعظم اجتماع بزرگى است . و نمىدانيم آيا دولت با اين اجتماع چه خواهد كرد . و من الآن نمىدانم كه آيا باز مأمورين ريخته‌اند ، قتل و غارتى باز كرده‌اند يا نه ؟ ما الآن در نگرانى اين معنا هستيم . نگران اين معنا هستيم كه آيا در اين شهرهاى بزرگ ، از قبيل مشهد كه دولت نسبت به آن بسيار حساس است ، از قبيل آذربايجان و تبريز كه نظر دارد دولت به آن ، و آيا در قم كه مركز همهء اين امور است ، و از قم همان طورى كه اهل بيت فرموده‌اند علم نشر مىشود به همهء بلاد « 1 » - و الآن مىبينيم كه علمْ مركزش قم است و از قم دارد نشر مىشود ، نه علم ، علم و عمل ؛ علم تنها نه ، علم و عمل الآن دارد از قم نشر مىشود - مركز فعاليت اسلامى است ، مركز تحرك اسلامى است . تحرك از قم ، از خود قم ، از طلاب قم ، از علماى قم ، از مدرسين قم - حفظهم اللَّه - از تودهء قم كه سربازهاى وفادار به اسلام هستند ، از آنجا تحرك دارد سرايت مىكند به همه جا ، تا ببينيم آيا به ما هم سرايت بكند يا نكند ؛ و اللَّه عالِم
هامش
( 1 ) - امام صادق ( ع ) فرمود : « به زودى كوفه از مؤمنان خالى و علم از آن برچيده مىشود ، آن چنان كه مار در لانهء خود پنهان گردد ؛ سپس علم در سرزمينى آشكار مىگردد كه « قم » نام دارد . قم مركز علم و فضل خواهد شد تا اينكه مستضعفى در دين - حتى در بين زنان خانه - باقى نماند . اين ( واقعه ) در نزديكى ظهور قائم ما تحقق پيدا مىكند » . بحار الأنوار ، ج 57 ، ص 213 .
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 331 | السيد الخميني