انسان از خواب بيدار نمىشود و پنبهء غفلت را از گوش بيرون نمىكند . و آنگاه از نومهء غفلت متنبه شود كه سرمايهء تحصيل سعادت از دستش رفته و جز حسرت و ندامت باقى نمانده است .
دعا و ختام
بار خدايا ! كه قلوب اوليا را به نور محبت منور فرمودى و لسان عشاق جمال را از ما و من فرو بستى ، و دست فرومايگان خودخواه را از دامن كبريائى كوتاه كردى ، ما را از اين مستى غرور دنيا هشيار فرما ؛ و از خواب سنگين طبيعت بيدار و حجابهاى غليظ و پردههاى ضخيم خودپسندى و خودپرستى را به اشارتى پاره كن ؛ و ما را به محفل پاكان درگاه و مجلس قدس مخلصان خداخواه بار ده ؛ و اين ديو سيرتى و زشتخويى و درشتگويى و خودآرايى و كج نمايى را از ما بر كنار فرما ؛ و حركات و سكنات و افعال و اعمال و اوّل و آخر و ظاهر و باطن ما را به اخلاص و ارادت مقرون نما .
بارالها ! نعم تو ابتدايى است « داد حق را قابليت شرط نيست » « 1 » و نوال تو غير متناهى ، باب رحمت و عنايتت مفتوح است و خوان نعمت بىپايانت مبسوط ، دلى شوريده و حالى آشفته ، قلبى داغدار و چشمى اشكبار ، سرى سودايى بىقرار ، و سينهاى شرحه شرحه آتشبار مرحمت فرما ؛ و خاتمهء ما را به اخلاص به خودت و ارادت به خاصّان درگاهت ، يعنى ديباچهء دفتر وجود و خاتمهء طومار غيب و شهود ، محمّد و آل و اهل بيت مطهرش - صلوات اللَّه عليه و عليهم اجمعين - به انجام رسان .
وَالْحَمْدُللَّه أوّلًا وَآخِراً وظاهِراً وباطِناً .
به اتمام رسيد به دست فانى مؤلف فقير در عصر روز جمعه چهارم
شهر محرم الحرام سنهء يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت هجرى [ قمرى ] .
وَعَلَى اللَّه التُّكْلانُ فِى الافْتِتاحِ وَالاخْتِتامِ .
هامش
( 1 ) - ر . ك : حديث 17 ، صفحه 309 .