كه غير از اين منظومهء شمسى كه ما داريم ، منظومات شمسيهء كثيرهء ديگرى است كه عدد آنها را كسى نتواند احصا كند - چنانچه تفصيل آن در كتب هيئت جديده است : مراد از سماوات و ارض همين منظومهء شمسى و مدارات كواكب و خود آنها باشد ؛ و تحديد آن به شش روز حسب منظومهء شمسى ديگرى باشد . و اين احتمال از تمام احتمالات اقرب به ظاهر است ولى مصادم با احتمالات عرفانيه نيست ، زيرا آن به حسب بطنى از بطون قرآن است .
و اشاره فرموده در ذيل آيهء شريفه بقوله :
يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ
إلى آخره ، به علم حق تعالى به جزئيات مراتب وجود در سلسلهء غيب و شهود و نزول و صعود ؛ و بقوله :
هُوَ مَعَكُمْ
به معيّت قيّوميهء حق و كيفيت علم حق تعالى به جزئيات كه به طريقهء احاطهء وجوديه و سعهء قيّوميه است . و ادراك حقيقت اين قيّوميت حق را كسى جز خواص اولياء اللَّه نتواند كرد .
و امّا آيهء شريفهء پنجم « 1 » : اشاره است به مالكيت حق و رجوع تمام دايرهء وجود به سوى حق . و اشاره به آن است كه اين به اسم « مالك » مربوط است ؛ چنانچه در سورهء مباركهء « حمد » فرموده :
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
. و تفسير و تفصيل هر يك از اين امور مجال ديگرى خواهد .
و اما آيهء شريفهء ششم « 2 » : اشاره است به اختلاف شب و روز و اينكه هر يك از آنها كه كم شود به ديگرى افزوده گردد ، و بهعكس . و در اين اختلاف منافع كثيرهاى است كه ذكر آن خارج از وظيفهء ماست . و از براى آيهء شريفه معنى عرفانى ديگرى است كه ما از ذكر آن خوددارى نموديم .
هامش
( 1 ) -لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ « پادشاهى آسمانها و زمين خداوند راست و كارهابه سوى او بازگردانده شوند » . ( الحديد ( 57 ) : 5 )
( 2 ) -يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ؛ « شب را در روز داخل مىكند و روز را در شب . و او به آنچه در سينههاست آگاه است » . ( الحديد ( 57 ) : 6 )