خالى از صحت نيست . ولى مناسب با مقام و سر تا پاى حديث شريف آن است كه در نسخهء وسائل است .
و « ما نالَهُ » عطف است به « ظُلمةُ الجُبِّ » . يعنى ، ضرر نرساند او را آنچه به او رسيد از ظلم برادرها و حزن و بليّات .
و قوله : « أنْ مَنَّ اللَّه » اظهر آن است كه به تقدير « إلى » است ، و متعلق است به « لَمْ تَضرُرْ » در دو موضع بر سبيل تنازع . و مرحوم مجلسى احتمالات كثيره در آن داده « 1 » كه ذكر آنها خالى از تطويل نيست .
و مراد به آنكه « مالك آن حضرت بندهء او گرديد » اين است كه مطيع او گرديد .
فصل در بيان آنكه اسارت شهوت منشأ همهء اسارتهاست
بدانكه انسان اگر مقهور در تحت سلطهء شهوت و هواهاى نفسانيه گرديد ، رقّيت و عبوديت و ذلت در او به قدر مقهوريتش در تحت سلطهء آنها زياد شود . و معنى عبوديت از كسى ، خضوع تامّ و اطاعت از اوست . و انسان مطيع شهوات و مقهور نفس امّاره بنده فرمانبر آنهاست ؛ و هرچه آنها امر كنند ، با كمال خضوع اطاعت كند ، و در پيشگاه آنها عبد خاضع و بندهء مطيع گردد تا كار به جايى رسد كه اطاعت آنها را مقدم دارد بر اطاعت خالق سماوات و ارض ، و بندگى آنها را برگزيند بر بندگى مالك الملوك حقيقى .
و در اين حال عزت و حريت و آزادمردى از قلبش [ رخت ] بندد ، و غبار ذلت و فقر و عبوديت بر چهرهء قلبش بنشيند ، و خاضع اهل دنيا گردد و قلبش در پيش اهل دنيا و صاحبان حشمت سجده كند و از براى به دست آوردن مشتهيات نفسانيهء خود ، از همنوع خود ذلتها و منّتها كشد و خوارىها در راه تعمير بطن و فرج برد ؛ و تا اسير بند شهوت و نفس است ، از هيچگونه خلاف شرف و فتوت و حريتى مضايقه نكند ؛ و
هامش
( 1 ) - مرآة العقول ، ج 8 ، ص 130 - 131 .