مُحمّدِ بنِ يَعقوبَ ، عَنْ عَليِّ بنِ إبراهيمَ ، عَنْ أَبيه ، عَن ابْنِ أبي عُمَيْرٍ ، عن ابْنِ بُكَيْرٍ ، عن أَبي عَبْدِاللَّه - عليه السلام - قالَ :
« إن في جهنم لواديا للمتكبرين يقال له « سقر » ؛ شكى إلى الله ، عز و جل ، شدة حره و سأله أن يأذن له أن يتنفس ؛ فتنفس فأحرق جهنم » « 1 » .
حديث در كمال اعتبار است ، بلكه مثل « صحيح » است . « ابن بكير از حضرت صادق - عليه السلام - نقل مىكند كه گفت : " همانا در جهنم وادى هست از براى متكبران كه او را « سقر » گويند . شكايت كرد به خداى عزّ وجلّ از شدت حرارت خود و خواست از خدا كه اذن دهد او را كه نفس بكشد . پس تنفس كرد ؛ پس محترق كرد جهنم را " » .
پناه مىبرم به خدا از جايى كه خودش با آنكه دار عذاب است از حرارت خودش شكايت كند و جهنم از نفَس او بسوزد .
سختى و شدت حرارت آتش آخرت را ما نمىتوانيم در اين عالم ادراك كنيم ؛ زيرا كه سبب اختلاف شدت و ضعف عذاب :
يكى قوت و ضعف ادراك است ؛ هر چه مدرك قوىتر و ادراك تامتر و خالصتر باشد بيشتر ادراك الم و درد كند .
و يكى ديگر اختلاف موادى است كه حسّ به او قائم است در قبول حرارت . چون مواد مختلف است در قبول حرارت . مثلًا طلا و آهن بيشتر قبول حرارت مىكنند از سرب و قلع ؛ و اينها بيشتر قبول مىكنند از چوب و زغال و اينها از گوشت و پوست .
و يكى ديگر شدت ارتباط قوهء ادراك است به محل قابل . مثلًا مغز سر انسان با آنكه قبول حرارت كمتر مىكند از استخوانها ، مع ذلك تأثرش بيشتر است ؛ زيرا كه قوهء ادراك در آن بيشتر نمايش دارد .
و يكى ديگر نقص و كمال خود حرارت است . اگر حرارت صد درجه باشد ، بيشتر متألم مىكند از آنكه پنجاه درجه باشد .
و يكى ديگر اختلاف ارتباط مادهء فاعلهء حرارت است به مادهء قابلهء آن . مثلًا آتش اگر مقارن با دست باشد يا بچسبد به دست ، در سوختن فرق مىكند .
هامش
( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 310 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الكبر » ، حديث 10 .