حضور حسى و معنوى و احاطهء ظاهرى و باطنى است .
و از اين حديث شريف و بعضى احاديث ديگر استفاده شود رجحان اسرار به ذكر و استحباب ذكر قلبى و سرّى ، چنانچه در آيهء شريفه نيز فرمايد :
و اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً و خيفَةً .
[ 1 ] و در حديث شريف وارد است كه ثواب اين ذكر را احدى نمىداند غير از خداى تعالى براى عظمت آن [ 2 ] . و در بعضى حالات و مقامات و طريان بعضى عناوين ، گاه شود كه رجحان در إعلان ذكر باشد . مثل ذكر پيش اهل غفلت براى تذكر آنها . چنانچه در حديث شريف كافى است كه ذاكر خداى عزّ و جلّ در بين غافلين مثل قتال كننده است در بين محاربين . [ 3 ] و از عدّة الداعى جناب ابن فهد [ 4 ] منقول است : قال : قال النّبيّ ، صلّى اللّه عليه و آله : من ذكر اللّه في السّوق مخلصا عند غفلة النّاس و شغلهم بما فيه ، كتب اللّه له ألف حسنة و غفر اللّه له يوم القيامة مغفرة لم تخطر على قلب بشر . « 1 » حديث كند كه « فرمود پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله : « كسى كه ذكر خدا كند در بازار از روى اخلاص نزد غفلت مردم و اشتغال آنها به آنچه در اوست ، بنويسد خداوند براى او هزار حسنه ، و بيامرزد او را در روز قيامت - آمرزشى كه خطور نكرده است در قلب بشرى . » و همين طور مستحب است در اذان اعلامى و خطبه و غير آن اجهار به ذكر .
فصل
از اين حديث شريف استفاده شود كه ذكر خدا و دوستى نمودن با يكديگر در راه او داراى چند خصلت است : يكى از آنها - و آن اعظم از ديگران است - آن است كه ذكر كردن بنده خداوند را موجب شود ذكر كردن خداوند او را . چنانچه احاديث ديگرى نيز بدين مضمون وارد است « 2 » . و اين ذكر مقابل آن نسيانى است كه حق تعالى دربارهء ناسى از آيات مىفرمايد حَيْثُ قالَ :
كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها و كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى
. [ 5 ] چنان [ كه ] نسيان آيات و كورى باطنى از رؤيت مظاهر جمال و جلال حق سبب عماى در عالم ديگر شود ، تذكر آيات و اسماء و صفات و يادآورى حق و جمال و جلال او قوّت دهد بصيرت را و رفع حجب نمايد به قدر قوّت تذكر و نورانيت آن .
چنانچه تذكر آيات حق و ملكه شدن آن ، بصيرت باطنى را به قدرى قوّت دهد كه
هامش
[ 1 ] « پروردگار خويش را به حال زار و پنهانى در دل خود ياد كن . » ( اعراف - 205 ) .
[ 2 ] على بن إبراهيم ، عن أبيه ، . . . عن أحدهما ( ع ) قال : لا يكتب الملك إلّا ما سمع و قال اللّه عزّ و جلّ :« و اذْكُرْ رَبَّكَ في نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةًفَلا يَعْلَمُ ثَوابَ ذلِكَ الذِّكْرِ في نَفْس الرَّجُل غَيْرُ اللّه عزّ و جلّ لعظمته . ( على بن إبراهيم از پدرش . . . از يكى از دو امام ( ع ) نقل كرده كه فرمود : « فرشته جز آنچه مىشنود نمىنويسد . و خداى تعالى فرموده : « پروردگار خود را به حال زار و پنهانى در دل خود ياد كن . » ، پس كسى بزرگى پاداش اين ذكر پنهانى را كه نزد خداوند است نمىداند . ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 502 ، « كتاب الدّعاء » ، « باب ذكر اللّه عزّ و جل في السّر » ، حديث 4 .
[ 3 ] على بن إبراهيم . . . عن أبي عبد اللّه ( ع ) قال قال أبو عبد اللّه ( ع ) : الذّاكر اللّه عزّ و جلّ في الغافلين كالمقاتل في المحاربين . اصول كافى ، ج 2 ، ص 502 ، « كتاب الدعاء » ، « باب ذكر اللّه عز و جل في الغافلين » ، حديث 1 .
[ 4 ] احمد بن محمد بن فهد اسدى حلّى ( 841 - 756 ) فقيه ، محدث ، عابد و عارف كامل قرن نهم هجرى ، بزرگانى مانند محقق كركى ، ابن ابى جمهور احسائى ، شيخ على بن طالبى از محضر او استفاده كردهاند . از آثار اوست : عدة الداعى ، آداب الداعى ، اسرار الصلاة ، التحرير ، المقتصر في شرح الارشاد ، شرح الفيه شهيد ، المهذّب البارع في شرح المختصر النافع .
[ 5 ] « همچنان كه آيات ما به سوى تو آمد و تو آنها را فراموش كردى ، پس همچنان امروز نيز تو فراموش خواهى شد . » ( طه - 126 ) .
( 1 ) عدة الداعى ، ص 189 .
( 2 ) در وسائل الشيعة ( ج 4 ، ص 1185 ، « كتاب الصلاة » ، باب 7 ) 4 حديث به اين مضمون وارد شده است .