تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١

وجه

در لغت ، روى و چهره است و نزد اهل معرفت ، اعتبار ذات و جهت فيّاضيّت ذات حق است .

وحدت

در لغت به معنى يگانگى و يكتايى است و در اصطلاح ، مقصود از وحدت حقيقى ، وجود حق است . وحدت وجود يعنى آنكه وجود ، واحد حقيقى است و وجود اشياء ، تجلّى حق به صورت اشياء است .

وطن

در اصطلاح ، استقرار بنده است در حال و مقامى خاص .

وقت

وقت ، آن است كه بنده بدان از ماضى و مستقبل فارغ شود ، چنان‌كه واردى از حق بر دل وى پيوندد . و نيز احوالى چون توكّل ، تسليم و رضاست كه بر سالك وارد مىشود .

ولايت

در لغت ، فرمانروايى و نيز دوستدارى است و در اصطلاح ، قيام عبد براى حق در حال فناى از خود است و به تعبيرى ، فناى بنده در حق و بقاى وى به حق .

هجر

در لغت ، دورى است و در اصطلاح ، التفات ظاهرى و باطنى سالك است به غير حق ؛ و نيز غيبت از تجلّيات ذاتى .

هشيارى - هوشيارى

در اصطلاح اهل سلوك و عرفان ، مقام توحيد و استقامت سالك را گويند و با « صحو » مترادف است .

هوا ( هوا )

در لغت به معنى آرزو و ميل نفس است و در اصطلاح ، گرايش به اميال نفسانى و روىگردانى از روحانيّات و التفات به ماديّات .

يم

در لغت به معنى درياست و در اصطلاح ، به معنى درياى هستى است كه همان رحمت واسعهء حق‌تعالى بشمار مىآيد . نيز - بحر ، دريا
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 341 | السيد الخميني