تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

مشكات

ظرفى بلورين بوده كه در آن چراغ مىنهاده‌اند و در اصطلاح ، مراد از آن ، نفس است .

مطرب

طرب‌ساز ؛ در اصطلاح ، فيض‌رسان را گويند .

معرفت

در لغت به معنى شناخت است و در اصطلاح عارفان ، شناخت خداوند است به نور باطن و به استمداد حق .

معشوق

كسى است كه به او عشق مىورزند و مراد از معشوق حقيقى ، ذات حق‌تعالى است .

مغان

پيشواى زردشتيان را « مغ » گويند كه « مغان » جمع آن است . نيز - پير مغان و دير مغان

مقام

عبارت از منزلت و مرتبتى است كه بنده به واسطهء آداب خاص و تحمل سختى بدان نايل مىشود ؛ در مقابل حال است .

ملكوت

عالم برزخ و مثال است و بين عالم ناسوت ( ملك ) و جبروت واقع است . عرفا از آن به عالم غيب و معنى تعبير كرده‌اند .

موى

در اصطلاح ، مقصود از موى ، ظاهر كردن هويّت را گويند . و نيز ، طريق طلب است و حبل المتين عارف .

مى

شراب است و در اصطلاح ، فيض الهى است كه شامل سالك شود و سكر معرفت است كه اهل طريق را دست دهد .

ميخانه

مقصود از ميخانه ، عالم لاهوت و نيز باطن عارف كامل است كه در آن ، شوق و ذوق و عوارف الهى بسيار باشد .

ميكده

جايى كه در آن مىنوشند ؛ در اصطلاح ، مقام مناجات را گويند به طريق محبّت .

ناز

در اصطلاح ، نيرو بخشيدن معشوق است عاشقان را در عشق و محبّت . و نيز التفات و
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 339 | السيد الخميني