تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠

سايه

كنايه از جهان ظاهرى و دنياى اعراض است . توجّه و التفات را نيز گفته‌اند .

سبو

كوزه است ؛ و كنايه از جام وحدت است كه از منبع فيض مطلق ، هركس را سهمى دادند .

سحاب

به معنى ابر است و كنايه از فيض الهى .

سحر

زمانى بين نيمه‌ى شب و طلوع آفتاب . مقام راز و نياز سالك را سحر گويند . نيز تلألؤ انوار حق را سحر ناميده‌اند .

سدرة المنتهى

يعنى درخت سدر آخرين . درختى است در بهشت الهى .

سراب

آب‌نما ؛ در اصطلاح اهل معنى ، كنايه از دنيا و امتعه‌ى دنيوى است .

سرگشته

سالكى كه در طريق وصال حق ، شيفته و حيران و مفتون است .

سروش

پيام‌رسان و هاتف غيبى .

سفر

در اصطلاح ، قيام و توجّه دل است به پروردگار ؛ و با « سير » مترادف است . نيز - اسفار

سفينه

به معنى كشتى ، و رمزى است از كالبد آدمى .

سكر ( مستى )

در اصطلاح عرفا ، به معنى ترك قيود ظاهرى و باطنى و توجه به حق است .

سلوك

به معنى رفتن است و در عرفان ، طىّ مدارج خاص است از سوى سالك راه حق ، تا به مقام وصل و فنا برسد .

سماع

در لغت ، شنيدن است ؛ به معنى سرور و