تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
گويند .

خودبينى

در لغت ، خودخواهى و شيفتهء خود بودن است ؛ در فرهنگ عرفانى ، ضدّ خدابينى است .

خورشيد

در اصطلاح اهل معرفت ، انوار حاصل از تجلّيات الهى و نيز مقام وحدت است ؛ چنان چه ماه اشاره به كثرت است .

خوفْ

يعنى ترس ؛ از جمله منازل و مقامات طريق آخرت است . « خائف » آن است كه صرفا از خدا ، و نيز از اعمال و نيّات سوء خود ، بترسد .

خيال

در لغت ، پندار و گمان است و در اصطلاح ، غلبه‌ى خواطر نفسانى بر دل سالك .

خيمه

در لغت ، چادر و سراپرده است و در اصطلاح عارفان ، مرتبهء حجاب و جهان وجود است .

دايرهء وجود

در اصطلاح عرفا ، بمعنى جهان وجود و نيز مقام عشق است .

درويش

در لغت ، بينوا و فقير است و در اصطلاح ، كسى است كه نسبت به دنيا و تعلّقات آن اعتنا نكند .

دست

در اصطلاح ، صفت قدرت حق را گويند .

دست افشاندن

اظهار وجد و شادى است و در اصطلاح اهل عرفان كنايه از ترك دنياست .

دل

همان قلب است كه در لسان عرفا محل و مخزن اسرار الهى است ؛ و نيز به معنى نفس ناطقه آمده است .

دلبر

در لغت ، آن است كه دل را بربايد و در لسان عرفا ، آن را گويند كه دل در ذيل تجلّيات وى نورانى گردد .

دلدار

در لغت ، آنكه دل در گرو اوست و مجازا معشوق را گويند .