تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
غفلت از حقّ ؛ و سزاوار است كه انيّت عبد از ميان برخيزد .

اهل دل

اهل معنى نيز گفته‌اند و مقصود ، كسانى است كه دل آنان به انوار خداى تعالى نورانى شده باشد .

اهل نظر

مقصود ، اهل كشف و شهودند .

باده

در لغت ، شراب است و در زبان اهل عرفان ، غليان عشق ناشى از تجلّيات پىدرپى است كه ازاين‌روى آن را « باده‌ى عرفان » گفته‌اند .

باديه

بيابان برهوت ؛ در اصطلاح ، راههاى دشوار و طاقت‌فرسايى است كه سالكان طريقت را در پيش است . نيز - بيابان

بار امانت

- امانت

باطن

اين واژه در برابر ظاهر است و نيز از نامهاى خداى تعالى بشمار است . در لغت ، پنهان و اندرون و داخل هر چيز را گويند .

باغ ارم

- ارم

بت

كه به عربى « صنم » خوانده مىشود ، در اصطلاح عرفا ، مقصود و مطلوب سالك و نيز مظهريّت هستى مطلق ، يعنى : خداى تعالى است . در وجه منفى ، دوستى نفس است .

بتخانه

محلّ نگاهدارى بت ؛ و در اصطلاح ، باطن عارف كامل است كه در آن شوق و ذوق و معارف الهيّه بسيار باشد .

بتكده

محلّ نگاهدارى بتان ؛ در اصطلاح ، همان مفهومى را دارد كه از « بتخانه » اراده مىشود ، منتها اخصّ از آن است .

بحر

در لغت ، درياست ؛ و كنايه از هستى مطلق ، و نيز وحدت وجود است . همچنين دريا به معنى انسان كامل آمده ؛ هستى مطلق هم بدين اعتبار كه جهان امواج اوست ، به كار