حضرت صاحب زمان مشكات انوار الهى * مالك كونْ و مكان مرآتِ ذات لا مكانى
مظهر قدرت ، وَلىّ عصر ، سُلطان دو عالم * قائم آل مُحمّد ، مهدى آخر زمانى
با بقاء ذات مسعودش همه موجود باقى * بىلحاظ اقدسش يكدم همه مخلوق فانى
خوشهچين خرمن فيضش همه عرشىّ و فرشى * ريزهخوار خوان احسانش همه انسىّ و جانى
از طفيل هستىاش هستىّ موجودات عالم * جوهرىّ و عقلى و نامىّ و حيوانىّ و كانى
شاهدى كو از ازل از عاشقان بربست رُخ را * بر سر مهر آمد و گرديد مشهود و عيانى
از ضيائش ذرّهاى برخاست شد مهر سپهرى * از عطايش به درهاى گرديد بدر آسمانى
بهر تقبيل قدومش انبيا گشتند حاضر * بهر تعظيمش كمر خم كرد چرخ كهكشانى
گو بيا بشنو به گوش دل نداى « انظُرونى » * اى كه گشتى بىخود از خوفِ خطاب « لَنْ تَرانى »
عيد « خُم » با حشمت و فرّ سُليمانى بيامد * كه نهادم بر سر از ميلاد شه تاج كيانى
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٦٥