بنما نظرى !
اى شادى من غُصّهء من اى غم من * اى زخم درون من و اى مرهم من
بنما نظرى به ذرّهاى بىمقدار * تا بر سر آفاق رود پرچم من
چراغ
اى عُقدهگشاى دل ديوانهء من * اى نور رُخت چراغ كاشانهء من
بردار حجاب از ميان تا يابد * راهى به رُخ تو چشم بيگانهء من