راحت دل
اى ياد تو راحت دل درويشان * فريادرسان مُشكل درويشان
طُور و شجر است و جلوهء روى نگار * ياران ! اين است حاصِل درويشان
مستى
سرمست ز بادهء تو خواهم گشتن * بىهوش فتاده تو خواهم گشتن
از هوش گُريزانم و از مستى مست * تا شاد ز دادهء تو خواهم گشتن
مساهمون: السيد الخميني