تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

درياى هستى

در غم عشقت فتادم كاشكى درمان نبودى * من سروسامان نجويم كاشكى سامان نبودى زاده اسماء را با جَنَّةُالْمَأْوى چه كارى * در چَمِ فردوس مىماندم اگر شيطان نبودى از مَلَك پرواز كن وز مُلْك هستى رخت بربند * نيست آدم‌زاده آن‌كس كز مَلَك پرّان نبودى يوسفا از چاه بيرون آى تا شاهى نمائى * گرچه از اين چاه بيرون آمدن آسان نبودى ساغرى از دست ساقى گير و دل بر كن ز هستى * بر شود از قيد هستى آنكه فِكر جان نبودى عاشقم عاشق كه درد عشق را جُز او نداند * غرق بحر عشقم و چون نوحْ پشتيبان نبودى