تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

عطر يار

ما ندانيم كه دلبستهء اوئيم همه * مست و سرگشتهء آن روى نكوئيم همه فارغ از هر دوجهانيم و ندانيم كه ما * در پى غمزه او باديه پوئيم همه ساكنان در ميخانهء عشقيم مُدام * از ازل مست از آن طرفه سبوئيم همه هرچه بوئيم ز گلزار گلستان وى است * عطر يار است كه بوئيده و بوئيم همه جُز رُخ يار جمالى و جميلى نبود * در غم اوست كه در گفت و مگوئيم همه خود ندانيم كه سرگشته و حيران همگى * پى آنيم كه خود روى به روئيم همه
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 179 | السيد الخميني